تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

فصل سوم در بيان منافيات نماز يعنى چيزى چند كه به كردن آن نماز باطل شود .

اوّل آنكه هرچه شده بىوضو و غسل و تيمم باشد مبطل آن بود . دوّم پشت به قبله كردن مطلقا يا جانب راست يا جانب چپ به قبله كردن و در اين شق ثانى اگر وقت باقى نباشد نماز درست بود و احتياج به قضا نبود . سوم فعل كثير يعنى در اثناى نماز كارى كردن كه در عرف آن را كار بسيار گويند . چهارم در اثناى نماز سكوت دراز كردن . پنجم عدد ركعت‌هاى نماز را به ياد نداشتن . ششم شك كردن در نماز صبح و مغرب و دو ركعت اوّل از نمازهاى چهار ركعتى . هفتم عمدا يا سهوا يكى از پنج ركن نماز را ترك كردن و آن نيّت ، تكبير ، و قيام ، و ركوع ، و [ هر ] دو سجده بود . هشتم ناقص كردن ركعتى يا زياده از آن و به ياد آوردن بعد از آنكه فعل منافى نماز بفعل آمده باشد . نهم زياده كردن ركعتى و نشستن در آخر ركعت چهارم براى تشهّد . دهم در ياد نداشتن ركعت اوّل . يازدهم گزاردن نماز پيش از درآمدن وقت . دوازدهم نماز كردن در مكان يا در جامهء نجس يا غصبى با علم بر آن . سيزدهم با [ داشتن ] قدرت ، ندادن حق و دين آدمى هرگاه كه وقت آن تنگ شده باشد به يك قول . چهاردهم بالغ شدن در اثناى نماز ، بلى هرگاه وقت آن‌قدر باقى باشد كه طهارت توان كرد و از نماز يك ركعت را بجا توان آورد . پانزدهم عمدا دست بر بالاى دست گذاشتن . شانزدهم عمدا سخن گفتن به دو حرف كه آن نه قرآن بود و نه دعا ، و همچنين است سلام دادن در غير محلّ آن . هفدهم عمدا چيزى خوردن و آشاميدن مگر در نماز وتر كه ارادهء روزه گرفتن داشته باشد و تشنه بود . هيجدهم عمدا به قهقهه خنديدن . نوزدهم عمدا براى امور دنيا گريستن . بيستم عمدا ترك فعل يا كيفيّت واجبى كردن اگرچه جاهل به وجوب آن باشد مگر در بلند خواندن و پست خواندن كه جاهل معذور است . بيست و يكم عمدا از قبله كج شدن . بيست و دوّم عمدا ترك فعل يا كيفيّت واجب كردن اگرچه بر آن جاهل باشد . بيست و سوم بلند كردن مرد موى سر را به حيثيتى كه مانع سجده شود . بيست و چهارم عمدا دست بر بالاى دست گذاردن در