ركوع و در ميان هر دوزانو گرفتن . بيست و پنجم عمدا كشف عورت كردن .
و بدانكه خللى كه در نماز واقع شود بر پنج قسم است .
[ أقسام خلل در نماز ]
اوّل آنكه نماز را باطل مىكند ، چنان كه گذشت و دانستى .
دوّم آنكه از آن هيچچيز لازم نيايد ، و آن فراموش كردن غير ركنى بود از واجبات نماز كه بعد از گذشتن از محلّ آن به خاطر رسد ، مثل فراموش كردن قرائت و به ياد آمدن در ركوع ، و همچنين است زياده كردن در غير ركوع .
سوم آنكه موجب تلافى مىشود بىسجدهء سهو ، چنان كه چيزى از افعال نماز فراموش كند و از محلّ آن نگذشته به يادش آمد ، پس بايد كه آن را بهجا آرد .
چهارم آنكه موجب تلافى است با سجدهء سهو ، مثل فراموش كردن يك سجده و تشهّد و صلوات بر آل او فرستادن [ و ] به ياد آوردن آن بعد از آنكه از محلّ آن گذشته باشد ، پس بايد كه بعد از سلام دادن آن را بجا آرد و دو سجدهء سهو نيز بكند و نيّت چنين كند كه دو سجدهء سهو از براى سهوى كه در فلان نماز [ شد ] بهجا مىآورم واجب تقرّب به خدا ، و هرچه در سجدهء نماز واجب بود در آن واجب بود . و ذكر كه در آن گويند اين است : « بسم اللّه و باللّه و صلّى اللّه على محمّد و آل محمّد » ، و تشهّد خفيف بخواند و سلام دهد .
[ شكيات ]
پنجم آنكه موجب گزاردن نماز احتياط مىشود ، و آن شك كردن بود در عدد ركعات نمازهاى چهار ركعتى .
و آنچه مشهور است از آن .
اوّل : شك كردن ميان دو و سه بعد از اتمام سجدتين و اتمام آن به فارغ شدن از ذكر سجدهء آخر است اگرچه سر از سجده برنداشته باشد . پس واجب است كه بنا نهد بر سه و نماز را تمام كند و بعد از سلام دادن يك ركعت احتياط ايستاده بگزارد يا دو ركعت نشسته .
دوّم : شك كردن ميانه سه و چهار ، خواه سجدتين را به اتمام رسانده باشد و خواه نرسانيده ، پس بنا بر چهار نهد و احتياط به طريق سابق بهجا آورد .
سوّم : شك كردن ميانهء دو و چهار بعد از اكمال سجدتين . پس بنا بر چهار نهد و