كار و بارى كت رسد بعد شكست * اندر آن اقبال و منهاج ره است
كار و بارى كه ندارد پا و سر * ترك كن هى پير خر اى پير خر
غير پير استاد و سر لشكر مباد * پير گردون نى ولى پير رشاد
در زمان چون پير را شد زير دست * روشنايى ديد آن ظلمت پرست
شرط تسليم است نه كار دراز * سود نبود در ضلالت ترك تاز
من نجويم زين سپس راه اثير * پير جويم پير جويم پير پير
پير باشد نردبان آسمان * تير پران از كه گردد از كمان
نه ز ابراهيم نمرود گران * كرد با كركس سفر بر آسمان
از هوا شد سوى بالا او بسى * ليك بر گردون نپرد كركسى
گفتش ابراهيم اى مرد سفر * كركست من باشم اينت خوبتر
چون ز من سازى به بالا نردبان * بىپريدن بر روى بر آسمان
[ برق آسا بودن سفر روحانى ، تمثيلى است در بيان سرعت سلوك با هدايت مرشدان ]
آن چنان كه مىرود تا غرب و شرق * بىز زاد و راحله دل همچو برق
آن چنان كه مىرود شب ز اغتراب * حس مردم شهرها در وقت خواب
آن چنان كه عارف از راه نهان * خوش نشسته مىرود در صد جهان
[ ارمغان سفر درونى عارفان ، يقين قلبى است ]
گر ندادهستش چنين رفتار دست * اين خبرها ز آن ولايت از كى است
اين خبرها وين روايات محق * صد هزاران پير بر وى متفق
[ علوم ظاهرى ، متناقص است و علوم باطنى ، هماهنگ ]
يك خلافى نى ميان اين عيون * آن چنان كه هست در علم ظنون *
آن تحرى آمد اندر ليل تار * وين حضور كعبه و وسط نهار
خيز اى نمرود پر جوى از كسان * نردبانى نايدت زين كركسان
[ تشبيه عقل جزئى به كركس ]
عقل جزوى كركس آمد اى مقل * پر او با جيفه خوارى متصل
[ تشبيه عقل كاملان به پر جبرئيل ]
عقل ابدالان چو پر جبرئيل * مىپرد تا ظل سدره ميل ميل
باز سلطانم گشم نيكو پىام * فارغ از مردارم و كركس نىام
ترك كركس كن كه من باشم كست * يك پر من بهتر از صد كركست
[ باز در اهميت مرشد ]
چند بر عميا دوانى اسب را * بايد استا پيشه را و كسب را
خويشتن رسوا مكن در شهر چين * عاقلى جو خويش از وى در مچين
آن چه گويد آن فلاطون زمان * هين هوا بگذار و رو بر وفق آن
[ ادامهء حكايت دژ هوش ربا ]
جمله مىگويند اندر چين به جد * بهر شاه خويشتن كه لَمْ يَلِدْ
شاه ما خود هيچ فرزندى نزاد * بلكه سوى خويش زن را ره نداد
هر كه از شاهان از اين نوعش بگفت * گردنش با تيغ بران كرد جفت
شاه گويد چون كه گفتى اين مقال * يا بكن ثابت كه دارم من عيال
مر مرا دختر اگر ثابت كنى * يافتى از تيغ تيزم ايمنى
ور نه بىشك من ببرم حلق تو * بر كشم از صوفى جان دلق تو