تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثنوى معنوى ( فارسى ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
صوفيى آن صوفيى اين اينت حيف * آن ز سوزن كشته اين را طعمه سيف

[ صوفى دروغين ، تنها ظاهرى دارد و بس ]

نقش صوفى باشد او را نيست جان * صوفيان بد نام هم زين صوفيان
بر در و ديوار جسم گل سرشت * حق ز غيرت نقش صد صوفى نبشت
تا ز سحر آن نقشها جنبان شود * تا عصاى موسوى پنهان شود

[ صوفيان حقيقى موجب رسوايى صوفيان دروغين شوند ]

نقشها را مىخورد صدق عصا * چشم فرعونى است پر گرد و حصا
صوفيى ديگر ميان صف حرب * اندر آمد بيست بار از بهر ضرب
با مسلمانان به كافر وقت كر * و انگشت او با مسلمانان به فر
زخم خورد و بست زخمى را كه خورد * بار ديگر حمله آورد و نبرد
تا نميرد تن به يك زخم از گزاف * تا خورد او بيست زخم اندر مصاف
حيفش آمد كه به زخمى جان دهد * جان ز دست صدق او آسان رهد

حكايت آن مجاهد كه از هميان سيم هر روز يك درم در خندق انداختى به تفاريق از بهر ستيزه‌ى حرص و آرزوى نفس و وسوسه‌ى نفس كه چون مىاندازى به خندق بارى به يك بار بيند از تا خلاص يابم كه الياس احدى الراحتين ، او گفت كه اين راحت نيز ندهم

[ حكايت در بيان صوفيان صافى ]

آن يكى بودش به كف در چل درم * هر شب افكندى يكى در آب يم
تا كه گردد سخت بر نفس مجاز * در تانى درد جان كندن دراز
با مسلمانان به كر او پيش رفت * وقت فر او و انگشت از خصم تفت
زخم ديگر خورد آن را هم ببست * بيست كرت رمح و تير از وى شكست
بعد از آن قوت نماند افتاد پيش * مقعد صدق او ز صدق عشق خويش

[ معنى صدق ]

صدق جان دادن بود هين سابِقُوا * از نبى بر خوان رِجالٌ صَدَقُوا

[ به هر كشته‌اى نمىتوان خود سرانه لقب شهيد داد ]

اين همه مردن نه مرگ صورت است * اين بدن مر روح را چون آلت است
اى بسا خامى كه ظاهر خونش ريخت * ليك نفس زنده آن جانب گريخت
آلتش بشكست و ره زن زنده ماند * نفس زنده‌ست ار چه مركب خون فشاند
اسب كشت و راه او رفته نشد * جز كه خام و زشت و آشفته نشد
گر به هر خون ريزيى گشتى شهيد * كافرى كشته بدى هم بو سعيد

[ شهيد زنده كسى است كه در دنيا زندگى مىكند در حالى كه نفس امّاره‌اش را مهار كرده است ]

اى بسا نفس شهيد معتمد * مرده در دنيا چو زنده مىرود
روح ره زن مرد و تن كه تيغ اوست * هست باقى در كف آن غزو جوست
تيغ آن تيغ است مرد آن مرد نيست * ليك اين صورت ترا حيران كنى است
نفس چون مبدل شود اين تيغ تن * باشد اندر دست صنع ذو المنن

[ جوانمردى با جنسيّت مردى فرق دارد ]