در ميان اين دو مرگ او زنده است * اين مطوق شكل جاى خنده است
[ ادامهء حكايت پادشاهزاده ]
شاه با خود گفت شادى را سبب * آن چنان غم بود از تسبيب رب
[ نسبى بودن پديدههاى جهان ]
اى عجب يك چيز از يك روى مرگ * و آن ز يك روى دگر احيا و برگ
آن يكى نسبت بدان حالت هلاك * باز هم آن سوى ديگر امتساك
[ دو تمثيل در تبيين ابيات پيشين ]
شادى تن سوى دنياوى كمال * سوى روز عاقبت نقص و زوال
خنده را در خواب هم تعبير خوان * گريه گويد با دريغ و اندهان
گريه را در خواب شادى و فرح * هست در تعبير اى صاحب مرح
[ ادامهء حكايت پادشاهزاده ]
شاه انديشيد كاين غم خود گذشت * ليك جان از جنس اين بد ظن بگشت
ور رسد خارى چنين اندر قدم * كه رود گل يادگارى بايدم
[ مرگ ، دريچههاى بيشمارى دارد كه به روى انسان گشوده مىشود ]
چون فنا را شد سبب بىمنتهى * پس كدامين راه را بنديم ما
صد دريچه و در سوى مرگ لديغ * مىكند اندر گشادن ژيغ ژيغ
[ آدمى از شدّت حرص ، جيرجير دريچههاى مرگ را نمىشنود ]
ژيغ ژيغ تلخ آن درهاى مرگ * نشنود گوش حريص از حرص برگ
[ انواع بيمارىها و حوادث ديگر ، دريچههاى مرگ است ]
از سوى تن دردها بانگ در است * و ز سوى خصمان جفا بانگ در است
جان من بر خوان دمى فهرست طب * نار علتها نظر كن ملتهب
ز آن همهى غرها در اين خانه ره است * هر دو گامى پر ز كژدمها چه است
[ ادامهء حكايت پادشاهزاده ]
باد تند است و چراغم ابترى * زو بگيرانم چراغ ديگرى
تا بود كز هر دو يك وافى شود * گر به باد آن يك چراغ از جا رود
[ عارفان ، شعلهء روح را با سوخت جسم مىافروزند ]
همچو عارف كز تن ناقص چراغ * شمع دل افروخت از بهر فراغ
تا كه روزى كاين بميرد ناگهان * پيش چشم خود نهد او شمع جان
[ ادامهء حكايت پادشاهزاده ]
او نكرد اين فهم پس داد از غرر * شمع فانى را به فانيى دگر
عروس آوردن پادشاه فرزند خود را از خوف انقطاع نسل
پس عروسى خواست بايد بهر او * تا نمايد زين تزوج نسل رو
گر رود سوى فنا اين باز باز * فرخ او گردد ز بعد باز باز
صورت اين باز گر ز ينجا رود * معنى او در ولد باقى بود
[ فرزند ، زبدهء وجود والدين است ]
بهر اين فرمود آن شاه نبيه * مصطفى كه الولد سر ابيه
بهر اين معنى همهى خلق از شعف * مىبياموزند طفلان را حرف
تا بماند آن معانى در جهان * چون شود آن قالب ايشان نهان
حق به حكمت حرصشان داده ست جد * بهر رشد هر صغير مستعد
[ ادامهء حكايت پادشاهزاده ]
من هم از بهر دوام نسل خويش * جفت خواهم پور خود را خوب كيش