تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثنوى معنوى ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
چون كرم اين كرم را بيدار كرد * اژدهاى جهل را اين كرم خورد
كرم كرمى شد پر از ميوه و درخت * اين چنين تبديل گردد نيك بخت

تفسير كنت كنزا مخفيا فاحببت ان اعرف

[ بقاى حقيقى در فناى از خود بينى است ]

خانه بر كن كاز عقيق اين يمن * صد هزاران خانه شايد ساختن
گنج زير خانه است و چاره نيست * از خرابى خانه منديش و مه‌ايست
كه هزاران خانه از يك نقد گنج * تان عمارت كرد بىتكليف و رنج

[ سرانجام ، مرگ ، كالبد انسان را ويران خواهد كرد ]

عاقبت اين خانه خود ويران شود * گنج از زيرش يقين عريان شود
ليك آن تو نباشد ز انكه روح * مزد ويران كردن استش آن فتوح

[ لزوم سعى و تلاش ]

چون نكرد آن كارمزدش هست لا * لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى

[ پشيمانى از قصور در انجام كارهاى نيك ]

دست خايى بعد از آن تو كاى دريغ * اين چنين ماهى بد اندر زير ميغ
من نكردم آن چه گفتند از بهى * گنج رفت و خانه و دستم تهى

[ تمثيل خانهء كرايه‌اى براى زندگى موقتى انسان در دنيا ]

خانه‌ى اجرت گرفتى و كرى * نيست ملك تو به بيعى يا شرى
اين كرى را مدت او تا اجل * تا در اين مدت كنى در وى عمل

[ غفلت از گنج درون ]

پاره دوزى مىكنى اندر دكان * زير اين دكان تو مدفون دو كان

[ تا فانى نشوى به مقام بقا نخواهى رسيد ]

هست اين دكان كرايى زود باش * تيشه بستان و تكش را مىتراش
تا كه تيشه ناگهان بر كان نهى * از دكان و پاره دوزى وارهى

[ جسم آدمى رو به ويرانى است ]

پاره دوزى چيست خورد آب و نان * مىزنى اين پاره بر دلق گران
هر زمان مىدرد اين دلق تنت * پاره بر وى مىزنى زين خوردنت
اى ز نسل پادشاه كاميار * با خود آ زين پاره دوزى ننگ دار

[ گنج وجود خود را بشناس پيش از آنكه عمرت سر آيد و به حسرت دچار آيى ]

پاره‌اى بر كن از اين قعر دكان * تا بر آرد سر به پيش تو دو كان
پيش از آن كاين مهلت خانه‌ى كرى * آخر آيد تو نخورده زو برى
پس ترا بيرون كند صاحب دكان * وين دكان را بر كند از روى كان
تو ز حسرت گاه بر سر مىزنى * گاه ريش خام خود بر مىكنى
كاى دريغا آن من بود اين دكان * كور بودم بر نخوردم زين مكان
اى دريغا بود ما را برد باد * تا ابد يا حسرتا شد للعباد

غره شدن آدمى به ذكاوت و تصويرات طبع خويشتن و طلب ناكردن علم غيب كه علم انبياست

[ اهل غفلت به نقش و نگار ظاهرى زندگى ، دل خوش كرده‌اند ]

ديدم اندر خانه من نقش و نگار * بودم اندر عشق خانه بىقرار