تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثنوى معنوى ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١

بيان آن كه خطاى محبان بهتر از صواب بيگانگان است نزد محبوب

[ حكايت در نقد ظاهربينى و تأكيد بر اصالت باطن ]

آن بلال صدق در بانگ نماز * حى را هى همىخواند از نياز
تا بگفتند اى پيمبر راست نيست * اين خطا اكنون كه آغاز بناست
اى نبى و اى رسول كردگار * يك موذن كاو بود افصح بيار
عيب باشد اول دين و صلاح * لحن خواندن لفظ حى على الفلاح
خشم پيغمبر بجوشيد و بگفت * يك دو رمزى از عنايات نهفت
كاى خسان نزد خدا هى بلال * بهتر از صد حى و خى و قيل و قال

[ ستّار بودن اولياء اللّه ]

وامشورانيد تا من رازتان * وانگويم آخر و آغازتان

[ التماس دعا از پاكان ]

گر ندارى تو دم خوش در دعا * رو دعا مىخواه ز اخوان صفا

امر حق تعالى به موسى عليه السلام كه مرا به دهانى خوان كه بدان دهان گناه نكرده‌اى

[ دعاى مستجاب ، دعايى است كه در حق يكديگر باشد ]

گفت اى موسى ز من مىجو پناه * با دهانى كه نكردى تو گناه
گفت موسى من ندارم آن دهان * گفت ما را از دهان غير خوان
از دهان غير كى كردى گناه * از دهان غير بر خوان كاى إله
آن چنان كن كه دهانها مر ترا * در شب و در روزها آرد دعا
از دهانى كه نكرده‌ستى گناه * و آن دهان غير باشد عذر خواه
يا دهان خويشتن را پاك كن * روح خود را چابك و چالاك كن

[ ذكر حق ، زدايندهء پليدىهاست ]

ذكر حق پاك است چون پاكى رسيد * رخت بر بندد برون آيد پليد
مىگريزد ضدها از ضدها * شب گريزد چون بر افروزد ضيا
چون در آيد نام پاك اندر دهان * نى پليدى ماند و نى اندهان

بيان آن كه اللَّه گفتن نيازمند عين لبيك گفتن حق است

[ حكايت در اينكه دعا و حال دعا در بنده همان لبيك خداوند است ]

آن يكى اللَّه مىگفتى شبى * تا كه شيرين مىشد از ذكرش لبى