تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
معرفة العلل ، و تسلك سبيل إسقاط الحدث . هذا توحيد الخاصّة ، الذى يصحّ بعلم الفناء ، و يصفو فى علم الجمع ، و يجذب إلى توحيد أرباب الجمع . توحيد دوم ، كه با حقايق ثابت مىشود ، همان توحيد خاصه است . و آن عبارت است از اينكه [ موحد ] اسباب ظاهرى را ساقط كند - [ به اين نحو كه امور را بر اسباب معروف ميان مردم معلق نسازد ، و تأثيرى براى آن اسباب و فعلى براى غير حق‌تعالى نبيند ؛ و حقيقتا شهود كند كه « مؤثرى در هستى جز اللّه نيست » ] - و از منازعات و كشمكشهاى عقلها بالا رود - [ به اينكه به مقام كشف برسد و از ستيزه‌هاى عقول با احكام شرع ، كه از عدم درك حكمتهاى آن ناشى مىشود ، خلاص گردد ؛ و نيز از منازعات و مجادلاتى كه برخى از صاحبان انديشه با بعض ديگر دارند ، مانند نزاعهايى كه فلاسفه و متكلمان در خود و با ديگران دارند ، رها شود ] - و از تعلّق به شواهد [ و طور استدلال ] صعود كند ؛ و اين صعود به آن است كه نه در توحيد دليلى بينى ؛ [ و توحيد نزد تو از هر دليل ديگرى روشن‌تر باشد . چرا كه نور حق‌تعالى در اثر شدت نورانيت است كه ديده نمىشود ، نه به خاطر خفا و پوشيدگى آن . ] و نه در توكل سببى را و نه براى نجات وسيله‌اى را . [ در اين مقام است كه ] سابق بودن حق‌تعالى را به حكم و علمش مشاهده خواهى كرد . [ يعنى مشاهده خواهى كرد كه حق‌تعالى به حكمش بر اشياء در ازل ، سبقت گرفته است و هر چيزى همان گونه است كه در حكم ازلى حق تعيين شده است . و نيز با علم و تقديرش نسبت به اشياء ، همان گونه كه هستند ، سبقت گرفته است ؛ و اشياء بر طبق همان علم و تقدير ازلى جريان مىيابند . ] و نيز مشاهده خواهى كرد كه حق‌تعالى است كه از ازل هر چيز را در جاى خود نهاده ، و آن را بر زمان خود معلّق ساخته و در رسم خود پنهانش داشته است . [ و در نتيجه ، مردمى كه محجوبند ، نمىتوانند ببينند كه وقوع هر چيزى در زمان و مكان خاص و با ويژگيها و خصوصيات معين فقط فعل خداست و از حكم و تقدير او در قضاى سابق ناشى