تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
رمز نيز در آن توحيد ، نقصانى است كه آن توحيد جز با ساقط كردن آن صحت نمىيابد . [ زيرا حدث از ازل ساقط بوده است و قدم همواره ثابت بوده است ؛ و از اين‌رو اسقاط آن و اثبات اين چه معنايى تواند داشت ؟ ] اين محور و قطب اشارهء به آن مقام در زبانهاى علماى اين طريق است ؛ و اگر براى آن صفتهايى را آراسته‌اند و در طى فصلهايى از آن به تفصيل ياد كرده‌اند ؛ [ بايد دانست كه ] آن توحيد را عبارت‌پردازى جز بر خفايش نمىافزايد ، و توصيف جز گريزش را افزون نمىكند ، و بسط و شرح جز دشوارى آن را زياده نمىسازد . اهل رياضت و صاحبان احوال به سوى اين توحيد روانه‌اند ، و اهل تعظيم آن را نيت كرده‌اند ، و آنان كه از عين جمع سخن مىگويند آن را قصد نموده‌اند . و اشارتها بر آن منقطع گردد ، و آنگاه زبانى از آن سخن نگويد ، و عبارتى بدان اشارت نكند . چرا كه توحيد برتر است از آنچه مخلوقى بدان اشارت كند ، يا زمانى آن را برگيرد ، يا سببى آن را بردارد . در زمانهاى پيشين ، كسى را كه از من دربارهء توحيد صوفيه پرسيده بود ، با اين سه بيت پاسخ گفتم :
گفتهء كس ، كى تواند وحدتِ واحد بود * هركسى توحيد او گويد ، همى جاحد بود ذكر توحيد از كسى ، كز نعت خود گويد سخن * عاريت باشد ، چو باطل‌كردهء واحد بود هست توحيد خدا ، توحيد از نزد خودش * ديگرى گويد چو نعتش ، نعت او لاحد بود