شهود كردن بالحق حقيقت محض . ] و آن بر سه درجه است :
درجهء نخست ، تجريد كردن [ و جدا كردن ] عين كشف از كسب يقين است .
[ يعنى بنده هر علم يقينى را كه كسب كرده و تحصيل نموده است ، از حقيقت كشف نفى كند ، تا كشف از شائبهء كسب منزه شود ؛ و عارف ، عالم به علم اللّه باشد نه عالم به علم خود . ]
درجهء دوم ، تجريد حقيقت جمع از ادراك علمى است . [ يعنى بنده مرتبهء جمع را منزه سازد و اثرى از علم در آن شهود نكند . چون شهود علم ، كه صفت است ، مستلزم شهود موصوف و بقاى آن مىباشد ؛ درحالىكه در مقام جمع همهء رسوم و آثار محو مىشود . ]
درجهء سوم ، تجريد خلاص از شهود تجريد است . [ يعنى نه تجريد را شهود كند و نه مجرد را ؛ بلكه بهكلى در حقيقت جمع فانى شود ، كه نه خودش را ببيند و نه تجريدش را و نه هيچچيز ديگرى ، جز حقتعالى را ، بلكه اين حق است كه هم شاهد است و هم مشهود . ]
باب هشتم : تفريد
قال اللّه عزّ و جلّ :
« وَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ . »
التفريد اسم لتخليص الإشارة إلى الحقّ ، ثمّ بالحقّ ، ثمّ عن الحقّ .
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « و مىدانند كه خداوند همان حق آشكار است . » « 1 »
[ استشهاد در حصر است . يعنى مىدانند كه خداوند چيزى نيست جز وجود حق ، يعنى وجودى كه بذاته و لذاته ثابت و واجب و ظاهر است . و ماعداى وجود محض همان عدم صرف است . و اين عين تفريد است . ]
تفريد نامى است براى خالص كردن اشاره به سوى حق ، آنگاه به حق ، و سپس از
هامش
( 1 ) - 24 / 25 .