حق . [ « خالص كردن اشاره به سوى حق » آن است كه مريد قصد و طلب خود را به حق اختصاص دهد ، و تنها مقصود و مطلوب او حقتعالى باشد . اين درجه از تفريد از ابتداى قصد تا پايان سير الى اللّه نبايد از مريد جدا شود . و « خالص كردن اشاره به حق » از آغاز سير فى اللّه ، پس از رسيدن به حضرت واحديت است و تا پايان فناى در ذات و محو كامل رسم سالك ، ادامه دارد . و مقصود از « خالص كردن اشاره از حق » آن است كه اشاره را ، در حال بقاى پس از فنا ، از اينكه از حق نباشد ، خالص كند . در اين مقام اشارات بنده در ارشاد و هدايت و دعوت به سوى حقتعالى ، جز از ناحيهء حق نيست ؛ و هرچه بنده مىگويد و انجام مىدهد همه از امر حقتعالى و بالحق مىباشد . ]
فأمّا تفريد الإشارة إلى الحقّ فعلى ثلاث درجات : تفريد القصد عطشا ، ثمّ تفريد المحبّة تلفا ، ثم تفريد الشهود اتّصالا .
تفريد [ و خالص كردن ] اشاره به سوى حقتعالى بر سه درجه است :
1 - آنكه قصد خود را از روى [ شدت ] تشنگى ، [ از همهء موانع و توجه به غير و تردد در عزم ] خالص كند .
2 - آنكه محبت [ خود به حقتعالى ] را ، براى فناى در حق ، [ از تعلق به ما سوى ] خالص سازد .
3 - آنكه شهود [ حق را ] براى اتصال [ به حق ، از ملاحظهء غير ] خالص سازد .
و أمّا تفريد الإشارة بالحقّ فعلى ثلاث درجات : تفريد الإشارة بالافتخار بوحا ، و تفريد الإشارة بالسلوك مطالعة ، و تفريد الإشارة بالقبض غيرة .
تفريد و خالصسازى اشارهء به حق [ نيز ] بر سه درجه است :
1 - آنكه اشاره را با افتخار ، از راه آشكار ساختن آن [ يا با افتخارى كه آشكاركننده است ] خالص كند . [ يعنى حالات و معانى ارزشمند و باشكوهى را كه سزاوار است
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٣١٦