تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨

باب نهم : جمع

قال اللّه عزّ و جلّ :
« وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى . »
الجمع ما أسقط التفرقة ، و قطع الإشارة ، و شخص عن الماء و الطين ، بعد صحّة التمكين ، و البراءة من التلوين ، و الخلاص من « 1 » شهود الثنويّة ، و التنافى « 2 » من إحساس الاعتلال ، و التناقى من شهود شهودها . خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « اين تو نبودى [ اى پيامبر كه خاك و سنگ به صورت دشمن ] انداختى ؛ آنگاه كه انداختى ، بلكه خدا انداخت . » « 3 » جمع چيزى است كه تفرقه را از ميان مىبرد [ - رسوم را فانى مىسازد و مسماى « غير » را زايل مىكند و صاحب اين مقام چيزى جز حق را بالحق نيابد و غيرى نبيند . ] و اشاره را قطع مىكند - [ چون اشاره مستلزم كثرت است ] - و بنده را از آب و گل [ - مخلوقين ] جدا مىسازد - [ چون عين خود را در عين حق مىبيند و درجهء او از رسم مخلوقين بالاتر رفته است ] - پس از صحت تمكين [ با شهود حق در همهء صور و مراتب ، و ازاين‌رو خلق او را از حق محجوب نمىسازند ؛ چرا كه رسوم خلقى همگى در شهود حق فانى شده‌اند ، ] و پاكى [ و نزاهت ] از تلوين - [ زيرا او خلق را با نظر عدم مىنگرد ، عدمى كه موجود به وجود حق است . پس براى خلق وجودى جز وجود حق نمىبيند تا اسم « سوى » و « غير » بر آن اطلاق شود . و تلوين عبارت است از اثبات غير حق ] - و رهايى از شهود دوگانگى ، و نهايت دورى از احساس نقص [ - احساس رسم ، چرا كه رسم او در حال فنا ، فانى شده است ، ] و كمال نزاهت از شهود شهود امور يادشده ، [ يعنى آنكه مثلا رهايى خود از شهود دوگانگى و ثنويت را شهود نكند . ]
هامش
( 1 ) - ه : عن . ( 2 ) - م : التناقى . ( 3 ) - 8 / 17 .