درجهء سوم ، آن است كه آنچه از ازل حق بود ، با اسقاط آنچه محو نبوده است ، باقى بماند . [ يعنى با اسقاط آنچه از آغاز موجود نبوده تا محو شود . در اين مقام بنده ، موجود به وجود حقانى و باقى به بقاى حقتعالى مىشود . ]
باب چهارم : تحقيق
قال اللّه عزّ و جلّ :
« أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي . »
التحقيق تلخيص مصحوبك من الحقّ ، ثمّ بالحقّ ، ثمّ فى الحق . و هذه أسماء درجاته الثلاث .
أمّا درجة تلخيص مصحوبك من الحقّ ، فأن لا يخالج علمك علمه .
و أمّا الدرجة الثانية فأن لا ينازع شهودك شهوده .
و أمّا الدرجة الثالثة فأن لا يناسم رسمك سبقه . فتسقط الشهادات ، و تبطل العبارات « 1 » ، و تفنى الإشارات .
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « مگر ايمان نياوردهاى ؟ [ ابراهيم ] گفت : آرى ، ولى مىخواهم قلبم آرامش يابد . » « 2 »
تحقيق عبارت است از اينكه همراه خود را [ كه همان صفات حق است ، از شائبهء رسم خود در مقام بقاء پس از فنا ] منزه و مجرد سازى ؛ [ و اين تلخيص و تجريد ] از حق ، آنگاه به حق و سپس در حق [ مىباشد . ] و اين [ سه تعبير ] نامهاى درجات سهگانهء تحقيق است .
اما درجهء مجرد و منزه كردن همراه خود از حق ، آن است كه علم تو با علم حقتعالى آميخته نشود ، [ و آن را آلوده نسازد . به اين نحو كه علمى را كه در مظهر تو ظاهر مىشود ، علم خدا شهود كنى . پس بايد علمى را كه پيش از فنا به خود نسبت مىدادى ، در حال تحقيق ، به حقتعالى نسبت دهى . ]
هامش
( 1 ) - د : العبادات .
( 2 ) - 2 / 260 .