درجهء سوم ، معرفتى است كه مستغرق در محض تعريف است . [ مقصود از « محض تعريف » شناساندن حقتعالى است ذاتش را بذاته ، بدون هيچ واسطهاى ؛ چنانكه به موسى عليه السّلام فرمود :
« إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا »
« 1 » ؛ و در مورد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود :
« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى . »
« 2 » و معناى « مستغرق شدن معرفت در محض تعريف » محو شدن و مستهلك شدن آن معرفت در اين تعريف است ، تا تعريف ذات ، بذاته و لذاته باشد ، بدون آنكه رسمى براى شاهد بوده باشد ؛ بلكه شاهد در اين مقام عين مشهود است ، چون بهكلى در او فانى گشته است . ]
[ ويژگى اين معرفت آن است كه ] استدلال بدان نمىرسد ، [ زيرا استدلال مستلزم كثرت است ، و در آنجا كثرتى نيست . ] و شاهدى بر آن دلالت نمىكند ؛ [ چون همه در مشهود ، كه عين حقيقت است ، فانى گشتهاند . ] و وسيلهاى استحقاق آن معرفت را ندارد ؛ [ زيرا هنگام اشراق نور حقيقت ، همه وسايل و اسباب و علل مرتفع و زايل مىشوند ، و مسبب حقيقى تجلى مىكند . پس اين معرفت ، اكتسابى نيست ، بلكه اصطفايى است . ]
و هى على ثلاثة أركان : مشاهدة القرب ، و الصعود عن العلم ، و مطالعة الجمع . و هى معرفة خاصّة الخاصّة .
اين درجه از معرفت بر سه پايه مبتنى است :
1 - مشاهدهء قرب [ با محو شدن رسوم . كه هر اندازه رسمها بيشتر محو شود ، قرب بيشترى حاصل مىشود : « حجابى جز خودت نيست . » 2 - بالا رفتن از علم ؛ [ چرا كه علم حجاب معلوم است . ] 3 - مطالعهء جمع [ با فناى كل در تجلى ذات . ] و اين ، معرفت خاصهء خاصه است .
* * *
هامش
( 1 ) - 20 / 14 .
( 2 ) - 53 / 10 .