انديشهء [ مستقيم و استوار ] ، و با [ صفاى ] حيات قلب [ كه با تجرد از حجابهاى نفس و بدن حاصل مىگردد ، ] به اينكه خوب [ به موجودات ] نظر كند ميان تعظيم [ و بزرگداشت پديدآورندهء آنها ] و حسن اعتبار [ به آنها و به شواهد آنها . ]
[ حاصل آنكه : دلايل و شواهد اسماء حسناى الهى در خلقت و آفرينش وجود دارد . وجود رزق دليل بر رازق ، و مخلوق دليل بر خالق ، و مقدور دليل بر قادر ، و حيات دليل بر حىّ است و به همين ترتيب . اما اين شواهد و ادله با نور بصيرت و پاكى و صفاى حيات عقل و حيات دل ديده مىشود و آنكس كه فاقد اين نور و آن صفا و پاكى است ، از ديدن اين شواهد و ادله عاجز است ؛ و ازاينرو شناختى نسبت به اسماى حسناى الهى پيدا نمىكند . ]
و هى معرفة العامّة التى لا تنعقد شرائط اليقين إلّا بها . و هى على ثلاثة أركان : أحدها إثبات الصفة باسمها من غير تشبيه ، و نفى التشبيه عنها من غير تعطيل ، و الإياس من إدراك كنهها و ابتغاء تأويلها .
و اين معرفت عامه است كه شرايط يقين بدون اين درجه از معرفت ، منعقد نمىشود . و اين معرفت مبتنى بر سه ركن و پايه است :
1 - اثبات صفت [ براى خداى متعال ] با [ همان ] نامش [ كه در قرآن و سنت آمده است ] بدون تشبيه ؛ [ يعنى بىآنكه صفات خدا به صفات مخلوق تشبيه شود . مثلا سميع و بصير براى خداوند اثبات مىشود ، اما سمع و بصر او غير از شنيدن و ديدن ماست كه با انفعال حسى از خارج صورت مىپذيرد و متوقف بر وجود قواى حسى و شرايط مادى خاصى است . ]
2 - نفى تشبيه از صفات بدون آنكه تعطيل لازم آيد . [ عقلهاى ضعيف وقتى « ليس كمثله شىء » را مىشنوند ، و صفات خداوند را از هرگونه شباهت به صفات ديگر مخلوقات منزه مىدارند ، و مثلا مكان و زمان و جسميت و مانند آن را از خداوند سلب و نفى مىكنند ، مبتلا به تعطيل صفات حقتعالى مىشنوند . چنانكه انسان
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 301
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٣٠١