اتصال است ، اشاره دارد ؛ و معناى اتصال نزد عقل مشعر بر دوگانگى است ؛ و از اين رو ، عقل معناى اتصال را ، كه فناى در احديت ذات است ، نمىتواند اثبات كند . ]
و للاتصال ثلاث درجات : الدرجة الأولى اتّصال الاعتصام ، ثمّ اتّصال الشهود ، ثمّ اتّصال الوجود .
فاتّصال الاعتصام تصحيح القصد ، ثمّ تصفية الإرادة ، ثمّ تحقيق الحال .
و الدرجة الثانية اتّصال الشهود و هو الخلاص من الاعتلال ، و الغنى عن الاستدلال ، و سقوط شتات الأسرار .
و الدرجة الثالثة اتّصال الوجود . و هذا الاتّصال لا يدرك منه نعت ، و لا مقدار ، إلّا اسم معار ، و لمح إليه مشار .
اتصال سه درجه دارد :
درجهء نخست ، اتصال اعتصام و درجهء دوم ، اتصال شهود و درجهء سوم ، اتصال وجود است .
اتصال اعتصام آن است كه سالك قصد خود را درست ، و ارادهء خود را پاك ، و حال خود را محقق سازد . [ درست كردن قصد ، رها شدن از هرگونه تردد است . و پاك كردن اراده ، شهود اجابت فراخوانهاى حقيقت ، با عين حقيقت ، از حقيقت است . و اين در واقع پاك كردن قصد از رسم قاصد است . و محقق ساختن حال آن است كه تأثير را از تجلى ببيند ، نه از حال . ]
درجهء دوم ، اتصال شهود است ؛ و آن عبارت است از رهايى از علت و نقص [ يعنى رهايى از رسوم و احكام آن ؛ ] و بىنيازى از استدلال و فروافتادن [ و بر طرف شدن ] اسرار پراكنده [ با ترقى كردن و گذشتن از حضرت اسمايى . زيرا اسرار همان معانى تجليات اسمايى است . و صفات ، كه حقايق اسماء هستند ، گوناگون و متضادند ؛ مانند جمال و جلال ، قهر و لطف ، عزيز كردن و ذليل كردن و مانند آن .
بنابراين ، صفات داراى اسرار و حكمتها و حكمهاى گوناگون و مختلف است . و هر اسمى خزانهء اسرار صفتى است كه حقيقت آن است . بنابراين ، تجليات اسماء
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 293
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٢٩٣