افاده كند . زيرا اشاره مستلزم دوگانگى و سهگانگى است ، و در آنجا وحدت محض حاكم است . ]
باب پنجم : قبض
قال اللّه عزّ و جلّ :
« ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً . »
القبض فى هذا الباب اسم يشار به إلى مقام الضنائن « 1 » الذين ادّخرهم الحقّ اصطناعا لنفسه . و هم ثلاث فرق :
فرقة قبضهم إليه قبض التوفى « 2 » ؛ فضنّ بهم على « 3 » أعين العالمين .
و فرقة قبضهم بسترهم فى لباس التلبيس ، و أسبل عليهم أكلّة الرسوم ؛ فأخفاهم عن عيون العالم .
و فرقة قبضهم منهم إليه ؛ فصافاهم مصافاة سرّ ؛ فضنّ بهم عليهم .
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « سپس به سوى خود برگرفتيمش ، گرفتنى اندك اندك . » « 4 »
قبض در اين باب نامى است كه با آن به مقام ضنائن [ - كسانى كه خداوند نسبت به آنها بخل « 5 » مىورزد ] اشاره مىشود ؛ كسانى كه حقتعالى آنان را براى خود برگزيده است . و ايشان سه گروهاند :
گروهى كه خداوند آنان را به سوى خود برگرفت ، بدين نحو كه [ آنان را از آميزش با مردم ] منع كرد ؛ و از چشم مردم دور داشت . [ اينان افرادى گمنام و گوشهگيرند كه خداوند از آفات آميزش با مردم مصونشان داشته است . و نيز مردم را ، به خاطر
هامش
( 1 ) - ب : الى الضنائن .
( 2 ) - ك : التوقى .
( 3 ) - د : عن .
( 4 ) - 25 / 46 .
( 5 ) - تعبير به بخل از باب ضيق خناق است . و مقصود آن است كه همان گونه كه بخيل شىء گرانبهاى خود را از دسترس ديگران دور مىدارد ؛ خداوند نيز ايشان را از دسترس ديگران دور مىدارد و به خود اختصاصشان مىدهد .