الْفَرِحِينَ »
« 1 » و
« إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ »
« 2 » و
« وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِها جاءَتْها رِيحٌ عاصِفٌ »
« 3 » و بادهاى موافق ، آنان را ( به سوى مقصد ) حركت مىدهد و خوشحال مىشوند ، ناگهان طوفان شديدى مىوزد . ]
و [ چون سرور ، از هرگونه حزن و اندوهى خالص است ] در قرآن كريم ، واژهء سرور دو جا دربارهء حال آخرت وارد شده است . [ يكى در آيهء 11 از سورهء انسان :
« فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً »
خداوند آنان را از شرّ آن روز نگه مىدارد و آنان را مىپذيرد درحالىكه غرق شادى و سرورند . و ديگرى در سورهء انشقاق آيهء نهم :
« وَ يَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِ مَسْرُوراً »
و خوشحال به اهل و خانوادهاش بازمىگردد . ]
و هو فى هذا الباب على ثلاث درجات : الدرجة الأولى سرور ذوق ، ذهب « 4 » بثلاثة أحزان : حزن « 5 » أورثه خوف الانقطاع ، و حزن هاجته ظلمة الجهل ، و حزن أغشته وحشة التفرّق .
سرور در اين باب ، بر سه درجه است :
درجهء نخست ، سرور ذوقى است كه سه حزن را از ميان مىبرد . [ اين ذوق يا از تصديق نشأت مىگيرد و يا از اراده ، كه در درجهء اول و دوم ذوق ، ذكر آن رفت . ] حزن نخست ، اندوهى است كه آن را بيم بازماندن از راه [ پيش از وصول به حق ] به جاى مىگذارد . حزن دوم ، اندوهى است كه آن را تاريكى جهل [ و حيرت نشناختن راه ] برمىانگيزد . و حزن سوم ، اندوهى است كه آن را هراس پراكنده شدن خاطر [ در قصد و توجه به سوى خدا ] برمىآورد .
و الدرجة الثانية سرور شهود كشف حجاب العلم ، و فكّ رقّ التكلّف « 6 » ، و نفى صغار الاختيار .
هامش
( 1 ) - 28 / 72 .
( 2 ) - 11 / 10 .
( 3 ) - 10 / 22 .
( 4 ) - د : و ذهب .
( 5 ) - « حزن » در ج نيست .
( 6 ) - ه ، م : التكليف .