معارفى را كه براى بنده با علم نقلى حاصل آمده است ، در مبادى عيان غرقه مىسازد . و هرچه بنده از اخبار كتاب و سنت دربارهء خداوند دانسته ، بالعيان مىبيند ، و در نتيجه حجاب علم با نور عيان مضمحل و زايل مىشود . ]
و خسّت [ و پستى ] تكاليف را در عزّت ازل درمىنوردد . [ خست تكاليف آن است كه بنده آن را تكليفى از جانب خدا بر دوش خود ببيند ؛ اما هنگامى كه بنده با چشم حقتعالى به امور مىنگرد ، آن افعال را صادر از خدا و تجليات فعلى خداوند مشاهده مىكند ؛ و ازاينرو ، خسّت تكاليف بر طرف مىشود و شرف آن ظاهر مىگردد ؛ چرا كه روشن مىشود آنها تجليّات فعلى الهى هستند . ]
باب چهارم : سرور
قال اللّه عزّ و جلّ :
« قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا . »
السرور اسم لاستبشار جامع . و هو أصفى من الفرح ؛ لأنّ الأفراح ربّما شابها « 1 » الأحزان . و لذلك نزل القرآن باسمه فى أفراح الدنيا فى مواضع ، و ورد اسم السرور فى الموضعين « 2 » فى القرآن فى حال الآخرة .
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « بگو : به فضل و رحمت خدا بايد خوشحال شوند . » « 3 »
سرور نامى است براى شادمانى و ابتهاج جامع [ و فراگير . و آن شادمانيى است كه ظاهر و باطن بنده را فرامىگيرد . ] سرور از فرح صافتر و خالصتر است ؛ زيرا چهبسا فرح با حزن و اندوه آميخته شود - [ بر خلاف سرور كه شادمانى خالص از هر گونه حزن و اندوهى است ] - و ازاينرو قرآن مجيد در چند موضع واژهء فرح را در مورد شادمانىهاى دنيوى به كار برده است . [ مانند :
« لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ
هامش
( 1 ) - ب : شابهها .
( 2 ) - ب ، ج : موضعين .
( 3 ) - 10 / 58 .