جلّ حيث كانوا .
اصحاب سرّ سه طبقه هستند كه هر طبقه در يك درجه قرار دارد .
طبقهء نخست ، گروهى هستند كه همتهايشان عالى است [ و به درجهء سوم همت ، كه در باب خود ذكر شد ، رسيده است ] ؛ و قصدهايشان خالص است [ و به درجهء سوم قصد رسيده است ] ؛ و سلوكشان [ با برداشتن موانع و قطع كردن دلبستگىها و علقهها ] صحيح و درست گشته است ؛ و براى ايشان رسمى دانسته نشده است ؛ [ يعنى خود را به رسم طايفهاى درنياوردهاند تا مردم بتوانند بفهمند كه ايشان چگونه و بر چه طريقهاى حركت كردهاند ، كه به سر منزل مقصود رسيدند . ] و به اسمى منسوب نيستند ؛ [ يعنى با نام خاصى ميان مردم شهرت نيافتهاند . ] و [ در زندگى خود شهرتى كسب نكردهاند و لذا ] با انگشتان به ايشان اشارت نشود [ و به اصطلاح مشار بالبنان نيستند . ] آنان ، هركجا باشند ، از ذخيرههاى الهى هستند [ كه خداوند به واسطهء ايشان بلا را از مردم بر طرف مىكند . ]
و الطبقة الثانية طائفة أشاروا عن « 1 » منزل و هم فى غيره ، و ورّوا بأمر و هم لغيره « 2 » ، و نادوا على شأن و هم على غيره . بين غيرة عليهم تسترهم ، و أدب « 3 » فيهم يصونهم ، و ظرف يهذّبهم .
طبقهء دوّم ، گروهى هستند كه به منزلى اشاره مىكنند ، حال آنكه در غير آن هستند ؛ [ ايشان گروهى ساده اما در مرتبهاى و الا هستند و اهل تمكين و استقامتند .
خود را از مقام رفيعشان به منازل مردم تنزل دادهاند . اظهار مىكنند كه در منزل عامهاند ، حال آنكه در مقام خاصة الخاصه مىباشند . اينان خود را به سطح عقل مردم تنزل دادهاند و با ايشان به قدر فهمشان سخن مىگويند . با مردم همچون خود ايشان رفتار مىكنند و كارى كه نزد مردم غريب و ناخوشايند باشد ، انجام نمىدهند .
هامش
( 1 ) - ج : عين .
( 2 ) - ك : بغيره .
( 3 ) - « و ادب » در ج نيست .