درجهء دوم ، سرور شهود است كه حجاب علم را بر طرف سازد ؛ [ زيرا علم حجابى است بر روى معلوم ، و جز در صورت غيبت معلوم ، نيست . ] و بند تكليف را مىگشايد ؛ [ يعنى اين سرور كه در اثر شهود حاصل مىشود ، رقبهء بنده را از بند تكليف و تكلّف در عبادت و مشقتهاى آن آزاد مىسازد ؛ و ديگر عبادت براى بنده هيچ مشقتى نخواهد داشت . ] و كوچكى [ و ذلت ] اختيار را نفى مىكند . [ وجود اختيار براى بنده پستى و كوچكى است ؛ زيرا جريان امور عالم و احوال آن تابع اختيار و ارادهء حقتعالى است . و اين سرورى كه از شهود حاصل مىشود ، موجب مىگردد بنده ذات و صفات خود را در حقتعالى فانى سازد و در نتيجه ، اختيارى از خود نبيند . ]
و الدرجة الثالثة سرور سماع الإجابة . و هو سرور يمحو آثار الوحشة ، و يقرع باب المشاهدة ، و يضحك الروح .
درجهء سوم ، سرور [ ناشى از ] شنيدن [ و قبول و پذيرش ] اجابت است ؛ [ يعنى اجابت و پاسخ مثبت دادن به فراخوانهاى فناى در مشهود . ] و آن ، سرورى است كه آثار وحشت را [ - بقاياى صفات باقىمانده از درجهء دوم ، كه موجب هراس و تفرقه است ] محو مىنمايد ؛ و باب مشاهدهء [ حضرت جمع ذات احدى ] را مىكوبد ؛ [ چون كشف بقاياى علم ، پايان مقام فناى در حضرت واحديت صفات ، و آغاز مقام فناى در ذات است . ] و روح را [ به واسطهء سرور تام و كامل از مشاهدهء جمال ذات ] مىخنداند .
* * *
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٢٥٦