امام رسل پيشواى سبيل * امين خدا مهبط جبرئيل
70 شفيع الورى خواجهء بعث و نشر * امام الهدى صدر ديوان حشر
كليمى كه چرخ فلك طور اوست * همه نورها پرتو نور اوست
شفيع مطاع نبى كريم * قسيم جسيم نسيم وسيم
يتيمى كه ناكرده « 1 » قرآن درست * كتبخانهء چند ملت بشست
چو عزمش برآهيخت شمشير بيم * بمعجز ميان قمر زد دو نيم
75 چو صيتش در افواه دنيا فتاد * تزلزل در ايوان كسرى فتاد
به لاقامت لات بشكست خرد * باعراز دين آب عزّى ببرد
نه از لات و عزى برآورد گرد * كه تورية و انجيل منسوخ كرد « 2 »
شبى برنشست از فلك برگذشت * بتمكين و جاه از ملك درگذشت
چنان گرم در تيه قربت براند * كه بر سدره جبريل ازو بازماند
80 به دو گفت سالار بيت الحرام * كه اى حامل وحى برتر خرام
چو در دوستى مخلصم يافتى * عنانم ز صحبت چرا تافتى
بگفتا فراتر مجالم نماند * بماندم كه نيروى بالم نماند
اگر يكسر موى برتر پرم * فروغ تجلى بسوزد پرم
نماند بعصيان كسى در گرو * كه دارد چنين سيدى پيشرو
85 چه نعت پسنديده گويم ترا * عليك السّلام اى نبىّ الورا
درود ملك بر روان تو باد * بر اصحاب و بر پيروان تو باد
نخستين ابو بكر پير مريد * عمر پنجه بر پيچ « 3 » ديو مريد
خردمند عثمان شبزندهدار * چهارم على شاه دلدل سوار
خدايا به حق بنى فاطمه * كه بر قولم ايمان كنم خاتمه
90 اگر دعوتم رد كنى ور قبول * من و دست و دامان آل رسول
چه كم گردد اى صدر فرخندهپى * ز قدر رفيعت بدرگاه حى
كه باشند مشتى گدايان خيل * بمهمان دار السلامت طفيل
خدايت ثنا گفت و تبجيل كرد * زمينبوس قدر تو جبريل كرد
بلند آسمان پيش قدرت خجل * تو مخلوق و آدم هنوز آب و گل
95 تو اصل وجود آمدى از نخست * دگر هرچه موجود شد فرع تست
هامش
( 1 ) . خوانده .
( 2 ) . اين بيت در بعضى از نسخهها نيست .
( 3 ) . پنج .