[ ديباچه بوستان ]
[ در ستايش خداوند ]
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
بنام خداوند جانآفرين * حكيم سخن در زبانآفرين « 1 »
خداوند بخشندهء دستگير * كريم خطابخش پوزش پذير
عزيزى كه هركز درش سر بتافت * بهر در كه شد هيچ عزّت نيافت
سر پادشاهان گردنفراز * بدرگاه او بر زمين نياز
5 نه گردنكشان را بگيرد بفور * نه عذرآوران را براند بجور
وگر خشم گيرد ز كردار « 2 » زشت * چو بازآمدى ماجرا در نوشت
اگر با پدر جنگ جويد كسى * پدر بيگمان خشم گيرد بسى « 3 »
وگر خويش راضى نباشد ز خويش * چو بيگانگانش براند ز پيش
وگر بنده چابك نباشد به كار * عزيزش ندارد خداوندگار
10 وگر بر رفيقان نباشى شفيق * بفرسنگ بگريزد از تو رفيق
وگر ترك خدمت كند لشكرى * شود شاه لشكر « 4 » كش از وى برى
و ليكن خداوند بالا و پست * بعصيان در رزق بر كس نبست
دو كونش يكى قطره از بحر علم * گنه بيند و پرده پوشد بحلم
اديم زمين سفرهء عام اوست * برين خوان يغما چه دشمن چه دوست
15 اگر بر جفا پيشه بشتافتى * كه « 5 » از دست قهرش امان يافتى ؟
برى ذاتش از تهمت ضدّ و جنس * غنى ملكش از طاعت جن و انس
پرستار امرش همه چيز و كس * بنى آدم و مرغ و مور و مگس
چنان پهن خوان كرم گسترد * كه سيمرغ در قاف قسمت « 6 » خورد
هامش
( 1 ) . در يكى از نسخهها چنين است :بنام خدايى كه جان آفريد * سخن گفتن اندر زبان آفريد( 2 ) . بكردار .
( 3 ) . اين بيت و بيت بعد در بعضى از نسخهها نيست .
( 4 ) . گردن .
( 5 ) . كى .
( 6 ) . روزى .