ضرور است تعليم من خواهد كرد ، و مرا از لغزش نگاه خواهد داشت . و اگر متخيّر گردانيده است عافيت را انتخاب مىكنم . . . حق تعالى انوار حكمت را بر او فرستاد . . . و او حكيمترين مردم بود در زمان خود . » - « حيات القلوب » ، باب 18 ، صفحههاى : 388 و 389 ( نسخهء متعلق به استاد بزرگوار و كريم النفس دكتر حسين كريمان سلّمه اللّه تعالى ) . آنچه در اينجا خوانديم صورت پارسى روايتى است كه صاحب « كشف الاسرار » مفصّل آن را نيز به لغت تازى در صفحهء 490 از مجلّد هفتم تفسير خود آورده است .
ص 123 قال رسول اللّه : الدّين : النّصيحة ؛ الدّين : النّصيحة ؛ الدّين : النّصيحة . قيل : لمن يا رسول اللّه ؟ قال : للّه ، و لكتابه ، و لرسوله ، و لأئمّة المسلمين و عامّتهم :
اين حديث با مختصر تفاوتى در لفظ ، در : « صحيح بخارى » ، ج 1 ، ص 13 . « صحيح مسلم » ، ج 1 ، ص 31 و ص 53 . « جامع الصغير » سيوطى ، ج 1 ، ص 78 و ص 134 به روايت تميم الدّارى از ابو هريرة ، و او از ابن عباس ، و ج 2 صفحههاى : 17 و 28 . « كنوز الحقائق » ، ج 1 ص 429 مضبوط است . در ضمن ، در : « صحيح مسلم » ، ج 2 ص 37 ، دربارهء اين روايت و لفظ :
النّصيحة به نظر امام ابو سليمان خطابى چنين استناد شده است : « ليس فى كلام العرب ، كلمة مفردة يستوفى بها العبارة عن معنى هذه الكلمة . » و باز مراد از « النّصيحة للّه » را ابو زكريّا محى الدّين النووى ، در ذيل روايت موصوف چنين بيان مىدارد ؛ « يعنى : استقامة العبد على طريقة الاخلاص فى العبادة لوجهه الكريم » - « بستان العارفين » ، ص 30 .
مولانا جلال الدين ، پير رومى مضمون حديث را در دفتر سوم از « مثنوى معنوى » خويش در ابياتى اينچنين بيان فرموده است :
گفت : الدّين النّصيحة آن رسول * آن نصيحت در لغت ضدّ غلول
اين نصيحت راستى در دوستى * در غلولى خائن و سگپوستى
و اين بيت در دفتر چهارم از آن كتاب مستطاب :
من برون كردم ز گردن وام نصح * جز سعادت كى بود انجام نصح ؟
ناظر بدين صورت از اين حديث است :
الدّين : النّصيحة ؛ فالواجب علىّ أداء الدّين .
نيز ر . ك : « ربيع الابرار » ، ذيل : باب النصيحة و الموعظة . « مفتاح النجاة » ، ص 306 .