تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
يقين آن حاصل است . و : زانكه حكمت همچو ناقه ضالّة است / همچو دلّالان شهان را دالّه است ، در دفتر دوم از « مثنوى معنوى » ، ديده مىشود . « فرهنگ لغات و تعبيرات مثنوى » ، ج 4 ، ص 146 ، و ج 6 ، صفحه‌هاى : 194 و 642 و ج 7 ص 583 . « رسائل جوانمردان » ، ص 73 . و « امثال و حكم » ، ج 1 ص 243 .

ص 119 و در خبر چنين مىآيد كه وهب بن منبّه گفت : خيّر لقمان بين الحكمة و النّبوة ؛ فاختار الحكمة على النبوّة .

غالب تفاسير قرآن كريم ، ذيل آيهء شريف شمارهء 11 ، از سورهء 31 ( - لقمان ) : و لقد آتينا لقمان الحكمة . . . در باب مخيّر گشتن « لقمان » از سوى پروردگار منّان ، در پذيرش « نبوّت » ، و يا « حكمت » ، و سپس اختيار كردن وى « حكمت » را بر « نبوّت » مطالبى به مناسبت دربارهء « لقمان حكيم » ، و حالات ، و سخنان ، و مواعظ وى نگاشته ، و در ضمن به خبر مذكور در متن كتاب حاضر نيز استناد نموده‌اند ؛ همچنين قصّه‌پردازان ، و صاحبان كتب اخلاق و سير در آثار خويش به اين سخن دربارهء « لقمان » اشاره‌ها دارند : در كتاب : « سفينة البحار و مدينة الحكم و آثار » ، ج 2 ص 515 ، ذيل : ذكر لقمان و اخلاقه و جملة من حكمته ، آمده است كه : « حمّاد از ابو عبد اللّه ( ع ) در باب لقمان و حكمت او پرسيد ، و پاسخ چنين بود : انّ اللّه تعال خيّره بين أن يكون خليفة اللّه فى ارضه او يؤتى الحكمة ؛ فاختار الحكمة . » نيز ر . ك : « كشف الاسرار » ، ج 7 ، صفحه‌هاى : 489 و 490 به تفصيل . « تفسير گازر » ، ج 7 ، ص 264 . « بحار الحقيقة » ، باب دوم . « مواعظ العدديّة » ، باب 12 ، ص 29 . « علم القلوب » ، صفحه‌هاى : 34 ، 56 و 57 ، با آغازى اين‌چنين : و قال بعض السّلف خيّر لقمان بين الحكمة و النبوّة . . . گزيده در « اخلاق و تصوف » ، ص 57 - در آن به جاى « لقمان » ، « سليمان » آمده است . « حق تعالى امر كرد گروهى از ملايك را كه در وسط روز ، در هنگامى كه ديده‌ها در خواب قيلوله بودند به نزد لقمان آمدند ، و او را ندا كردند به نحوى كه صداى ايشان را مىشنيد و ايشان را نمىديد . و گفتند : اى لقمان ! مىخواهى كه حق تعالى ترا خليفهء خود گرداند در زمين كه حكم كنى در ميان مردم ؟ لقمان گفت : اگر خدا مرا به حتم امر مىفرمايد كه بكنم ، مىشنوم ، و اطاعت مىكنم ؛ زيرا كه اگر چنين كند مرا بر آن كار يارى خواهد كرد ، و آنچه در آن