تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
صفحه‌هاى : 43 ، 54 ، 180 ، 234 ، 263 و 265 . « كشف الخفاء و مزيل الالباس » ، ج 1 ص 45 ، ج 2 ص 164 . « جامع الاسرار و منبع الانوار » ، صفحه‌هاى : 9 ، 381 ، 706 و 728 . « اخلاق ناصرى » ، ص 30 ، ذيل : فصل چهارم : « در اشرفيّت نفس انسان » . « شرح شطحيات روزبهان بقلى شيرازى » ، صفحه‌هاى 117 ، 182 ، 188 ، 353 و 517 . « مصنفات بابا افضل كاشانى » ، ص 23 . « ديوان كمال الدين اسماعيل » ، ص 6 . « اقبال‌نامه نظامى گنجوى » ، ص 7 . « منطق الطير » ، ص 15 . « احاديث مثنوى » ، صفحه‌هاى : 172 ، 203 . « فيه ما فيه » ، صفحه‌هاى : 45 ، 46 ، 105 ، 203 ، 271 . « معارف بهاء ولد » ، 141 . « كليات شمس تبريزى » ، ابيات 12295 و 13851 . « مناقب شمس الدين افلاكى » ، صفحه‌هاى : 871 و 1046 . « فرائد غياثى » ، ج 1 ص 267 . « هفتاد گفتار » ص 78 .

ص 105 . قال رسول اللّه ص : من آذى مؤمنا فقيرا به غير حقّ ، فكأنّما هدم مكّة عشر مرّات ، و كأنّما خرب بيت المعمور عشرين مرّات ، و كأنّما قتل ألف ملك من المقرّبين :

ابو نصر طاهر بن محمّد الخانقاهى ، صورت پارسى اين خبر را در كتاب خويش ضبط نموده است : « و پيغامبر فرمود : هركه بيازارد مؤمنى درويش را به ناحق ، چنانستى كه كعبه و بيت المعمور را ده بار خراب كرده است ، و هزار فرشتهء مقرّب را بكشته است . » - « گزيده در اخلاق و تصوّف » ، ذيل : باب چهل و دوم ، ص 264 . مصنّف رضوان اللّه عليه ، در تصنيف ديگر خود : « سراج السائرين » اين خبر را همراه با شرحى لطيف چنين آورده است : « . . . اگر در اين روزگار وحى جائز بودى ، رسوايىها ديدى كه برخاستى ، و در شأن پارسايان و زاهدان ما چه آيت‌ها آمدى ؟ ! و لكن حرمت رسول را :
امروز توقّفى درانداخته‌اند * فردا همه آن كنند كه دى ساخته‌اند
آرى ! چون ما عزّ خود در آزار برادر مسلمان دانيم ، و چون نان خويش در زوال رحمت او دانيم ، و چون حرمت خود در بىحرمتى او دانيم ، لاجرم كارها چنين است . بسيارى كسان‌اند امروز كه بهترين عبادت‌ها آن دانند كه مؤمنى را بيازارند ، و صلاح او فساد فرا چشم مردمان دارند ، و خير او به شرّ برگزيد ، و در خرابى خانمان او كوشند ، و نيكونامى او به زشتى در ميان مردمان آشكارا كنند ؛ و اين همه به عبادت شمرند ! اين همه از واقعه مىگويم نه از سر قياس . بسيار
كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 227 | احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي (ژنده پيل)