گردانيد ؛ در اثناى راه به من نگاه كرد و فرمود يا غلام ! گفتم : لبيك يا رسول اللّه ! فرمود :
احفظ اللّه يحفظك . . . » خبر به تفصيل و با تفاوتى در الفاظ همراه با صورت پارسى آن ، در تفسير گازر ، ج 3 ، ص 41 ، و ج 10 ، ص 397 ضبط شده است . نيز ر . ك : « كشف الاسرار » ، ج 3 ، ص 317 ، و « تفسير ابو الفتوح رازى » ، ج 1 ، ص 761 و ج 5 ، ص 551 ، و « سراج السائرين » ، باب چهارم ، « روضة المذنبين » ، ص 44 و 266 و « اللمع فى التصوف » ، ص 143 ، « بستان العارفين » ، ص 38 و 39 ، « ترك الاطناب » ، حديث شمارهء 443 ، « مشرب الارواح » ، ص 24 ، « اخلاق محتشمى » ، ص 109 كه متن خبر با ترجمه خواجه به پارسى در آن آمده است ، و « ترجمه فرج بعد از شدت » ص 56 و 57 .
ص 44 س 3 : بزرگان دين ، و سالكان طريق حقيقت چنين گفتهاند ، زمان ، و مكان ، و اخوان ، را در همه وقتها نگاه بايد داشت ؛ تا از فرمانبردارى برخوردار باشى :
با توجه به داستانى كه پيش از اين عنوان شده ، نويسنده در اينجا اشاره به مفاد اين گفته پندآموز مشهور نموده است : « هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد » و يا : « هركسى را بهر كارى ساختند » كه به صورت : لكل عمل رجال ، و لكل مقام مقال ، و تعبيرهايى همانند آن در آثار متصوفه ، و ساير نويسندگان و شاعران ايرانى بدان استناد شده است ؛ من جمله در : مقامات ابو الفضل بديع الزمان همدانى ( المقامة الجاحظية ، ص 75 ) اينچنين : يا قوم ! لكل عمل رجال ، و لكل مقام مقال ، و لكل دار سكان . . .
نويسنده در تصنيف ديگر خويش : سراج السائرين ، باب چهارم ، در همين مقال مىگويد : . . .
چنان بهتر است كه هركسى به كار خويش باز نشيند ، تا خويشتن را و مسلمانان را در هلاك نيفگند كه چنين گفتهاند : لكل عمل رجال ، و لكل مقام مقال .
« . . . بزرگان قديم فرمودهاند : لكل عمل رجال . . . در جامهخانه غيب لباس عملى خاص بر بالاى هركس دوختهاند ، و در خزانه موهبت الهى خلعت هر مهمى مخصوص فراخور قامت هر شخص ترتيب داده ، و از هر فردى كارى آيد ، و هر مردى عملى را شايد :
مگس را بهر طاوسى نزادند * ملخ را فر عنقايى ندادند
ز سر كه آرزوى مىنشايد * نسيم گل ز خار خشك نايد
انوار سهيلى ، باب 11 ، ص 476 نيز ر . ك : اوراد الاحباب ، ج 2 ، ص 120 . لطائف الحكمة ، صفحههاى : 239 ، و 451 . ديوان