تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
و 281 . نيز ر . ك : « كشف الاسرار » ، ج 7 ، ص 411 ، و « سفينة البحار » ، ج 1 ، ص 519 ، ذيل : الروايات الواردة فى الرزق . ابو المحاسن جرجانى نقل مىكند كه : « ابو سعيد خدرى از رسول ( ص ) روايت كرد ؛ گفت : لو أن احدكم فر من رزقه لتبعه كما تبعه الموت - اگر يكى از شما از روزى خود بگريزد ، روزى از پى او بيايد چنان‌كه مرگ ؛ و شاعر در اين معنى گفته است :
الرزق فى القرب و فى البعد * اطلب للعبد من العبد لو قصر الطالب فى سعيه * اتاه ما قدر فى القصد
. . . و به آنچه يافتى بر تو قناعت است و تسليم ؛ چه به سعى تو زيادت نشود آنچه ترا نهاده‌اند . » جلاء الاذهان و جلاء الاحزان ، ج 9 ، ص 219 . سديد الدين محمّد عوفى حكايتى لطيف و پندآموز از نامه‌نگارى سليمان عبد الملك به خليل بن احمد ، و دعوتش به احترام با وعده اكيد به اكرام و انعام وى باز مىگويد . . . خليل همان گونه كه زيبنده طبع بلند و مقام شامخ وى است ، البته اين دعوت را ضمن سه بيت رد مىكند : فاعتبروا يا اولى الابصار ! بيت سوم جوابيه خليل به دستگاه سليمان !
الرزق مقدره لا العجز ينقصه * و لا يزيدك فيه حول محتال
ناظر بدين حديث شريف است ، و عوفى آن را به پارسى چنين گزارده است :
روزى مقدر است نگردد ز عجز كم * وز مكر و حيله بيش نيابد كسى درم
جوامع الحكايات و لوامع الروايات - جلد اول از قسم سوم ، ص 66 با اين همه ابن يمين فريومدى ، با تضمين قول امير معزى نيشابورى ، « طلب » را در تحصيل « رزق مقسوم » به استناد آيه شريف شماره 25 ، از سوره مريم شرط مىداند :
اگرچه رزق مقسوم است مىجوى * كه خوش فرمود اين معنى معزى كه ايزد رزق اگر بىسعى دادى * به مريم كى ندا دادى كه : هزى !
ديوان ابن يمين ص 520 « الرزق مقسوم مفروغ ؛ لا يزيد بتقوى المتقى ، و لا ينقص بفجور الفاجر » ، صورتى است از اين حديث كه « نخشبى » آن را به دست داده و شرحى چنين بر آن مزيد كرده است : « . . . هركجا آدمى باشد - خواه در سفر ، خواه در حضر - چهار چيز چون عناصر برابر اوست : يكى : بخت ؛ كه چون آب برابر مىرود . دوم : ادبار ؛ كه همچون آتش شعله مىزند . سوم : مرگ ؛ كه مانند باد در