است ! داند چنانكه اين قوم كمدانشان و گمشدگان مىكنند : آنجا كه سخن بايد گفت نگويند ، و آنجا كه نبايد گفت مىگويند ! رسول ( ص ) نه چنين گفت ؛ گفت : ليس من شىء أحبّ إلى الشّيطان أن يضلّه من مؤمن سكّيت ؛ إن تكلّم تكلّم بعلم ؛ و إن سكت سكت على علم . ترجمه خبر چنين باشد كه رسول ( ص ) مىگويد : « هيچ دوستتر نيست به شيطان كه بيراه كند مؤمن « 1 » خاموشى را كه هرگاه « 3 » او سخن گويد به علم گويد ، و آنگاه « 1 » كه خاموش باشد بر علم خاموش باشد « 2 » . » آنگاه چون شيطان يكى را از اين از راه ببرد شادى عظيم باشد او را .
آنگاه چون اين قوم صد تن را شيطانى مىكنند ، خاموشى چنان بايد كه باشد كه رسول ( ص ) گفت : چون خاموش باشد بر علم باشد ، و چون سخن گويد بر علم گويد ، و هر كارى كه كند بايد كه موافق قرآن و اخبار و سنّت رسول باشد ؛ آنگه اين چنين خاموشى نيكو باشد . امّا خاموشى كه نه به فرمان خداى عزّ و جلّ باشد ، « 2 » و نه به پيروى رسول « 3 » باشد جز به فرمان شيطان نباشد .
خداى عزّ و جلّ دويست جا در قرآن فرا رسول ( ص ) بيش مىگويد كه : بگوى يا محمّد ! و هيچ جاى نگفت كه : أسكت يا محمّد ؛ و هيچ رسول خداى عزّ و جلّ به خلق نفرستاد كه او را فرمود كه : خاموش باش ! همه را فرمود كه : بگوييد ! و مردمان را شريعت آموزيد ! كه در آموختن آن سود بسيار باشد . اگر مهتر ( ص ) خاموش بودى ، اين چندين اخبار كى به ما رسيدى ؟ ! اگر علماء و حكماء خاموش بودندى ، اين چندين سخنان نيكو ، و حكمتهاى زيباى جانفزاى روحنواز كى به ما رسيدى ؟ ! امّا نادانان را هيچ از اين بهتر از خاموشى نيست :
در حكايت است كه امام مسلمانان ابو حنيفه رحمة اللّه عليه مجلس مىداشت . هر روزى مردى در آمدى ، و در پهلوى كرسى ابو حنيفه نشستى . ابو حنيفه را از وى دهشتى مىبود كه نبايد اين مرد بر من چيزى بگيرد ! روزى ابو حنيفه را از روزه داشتن مسألهاى پرسيده بودند كه :
روزه كى بايد گرفت ، و كى بايد گشاد ؟ ابو حنيفه رحمة اللّه عليه بيان مىكرد آن مسئله را كه :
چون صبح صادق اثر كند روزه بايد گرفت تا آنگاه كه آفتاب فروشود . اين مرد نيكولباس ، منظرانى آواز داد كه : رحمة اللّه ! اگر صبح نيمشب برآيد چون بايد كرد ؟ ! ابو حنيفه گفت :
الحمد للّه ! كه من از بند او بيرون آمدم .
آنچنان مرد را سكوت اولىتر ، و خاموشى ستر او بود ؛ و : « من صمت نجا » كه خبر
هامش
( 1 ) - در مطابقه با متن خبر اين كلمه از صورت پارسى آن در همگى نسخهها افتاده است . 1 ، 2 ، : از نسخهها افتاده است .
( 2 - 3 ) - از نسخهء « د » افتاده است .