اكنون هركه از شما اينبار به نزديك دانشمندى شود و علم پرسد ، او از ما نيست . اينجا آنچه ترا مىبايد هست تا ترا از جاى ديگر نبايد پرسيد ! اين طريق نه راه علم است ، و نه راه قيل و قال است ! »
چون مريد اينچنين سخن از وى بشنود ، نيز هرگز به نزديك هيچ عالمى نشود ، و چون چنين شود ابليس بيايد ، و نايبان خود را بيارد ، و در ميان ايشان بنشاند ؛ تا خاطرهاى فاسد ، و انديشههاى محال ، و سخنان به جهل بر زبان و بر دل ايشان افگند ، و ايشان با يكديگر راست بايستند ، و با يكديگر آن مىگويند ، تا آنگاه كه همه بر راه يكديگر راست شوند ، و آنگاه علم حماقت به صحرا زنند ، و حلقههاى گرم بر سازند كه : امروز هيچ جاى اين رونق خبر نيست كه در ماست ، و در حلقه ماست !
و پنجاه تن و صد تن در يك حلقه بنشينند ، كه يكى از ايشان طهارت و غسل به شرط نتوانند كرد ، و الحمد راست بر نتوانند خواند ، و فريضه نماز ندانند ، و شرط روزه ندانند ، و حرمت علم و شريعت ندانند ، از همه علم آن دانند كه بارى چند سر گرد برآرند ، و عف عفى چند بكنند ، تا هزار بار سرگردانتر از آن شوند كه هستند .
اى مسلمانان ! اين چنين سيرت در كدام خبر است ، و سيرت كيست از مشايخ طريقت ، و يار كدام يار است از صحابه رسول ( ص ) هرچه كسى كند در راه اسلام ، كسى خواهد « 1 » ، اگر آيتى بايد ، يا راهبرى بايد از پيران طريقت ؛ چون از اين هيچ نيست ، و با عقل و با علم و با معاملهء مردمان و خردمندان و عاقلان بيگانگان نيز هم راست نيست .
مكنيد ! اى دانشمندان ، مطمع ، و عامپرست ، و قبول دوست ! كه اين همه جرم شما راست .
بهر آن را تا كسى از ايشان در مجلس شما نعرهاى زند ، يا سرى در شما فشاند ، شما مداهنت پيشه گرفتيد تا اين كار چنين بالا گرفت ! خداى تعالى داند تا فساد اين تا كجا رسد ؟ ! اگر نه بازيشان هم طبعايمى ، و هم شريك و همراهايمى ، چرا حق فرا ايشان بنگوييمى ؟ !
چرا چون فرا علم و شريعت رسد خاموشى پيشه گيرند ؟ ! و چون فرا سرود و ابيات رسد دويست بيت بگويند ؟ ! و شب و روز در آن سماع فسادآميز ، و در آن ابيات فسقآميز شب با روز مىبرند . و هركه در اين سخن نگرد ، انصاف بدهد كه چنين است و چه مىرود .
ما ابيات را در اصل منكر نهايم ؛ امّا كسى را كه از بيت ، و حكمت ، و امثال ( اين ) چيزها باطن روى نمايد . تا چند در خاموشى ؟ ! كه در خبر آمده است از رسول ( ص ) و آن را بستوده
هامش
( 1 ) - نسخهها : خوارد .