تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
و آن عابد نادان كه كسى كار او را فتوى فرا گردن گرفت - كه اين كار تو بهتر از آن ديگران است - آن قرّاى بىعلم را خاص و عام چنان ميان دربندند ، و ديگر نادانان نيز بدان عابد قرّاء اقتدا فرا كردن گيرند ، كه اين خواجه امام نيك مردى است . بنگر ! كه فلان عابد قرّا او را چگونه خاص و عامى مىكنند ؟ ! آن عالم پرعلم نيكوكار را در كنج خانگاهى ، و يا در گوشه خانه‌اى ببايد نشست ! و اين دو قوم كار به مراد ابليس فرا راندن گيرند ، و اهل صلاح در آن متحيّر و سرگردان شوند . چون بنگرى فتنه اين هر دو قوم به جمله اسلام در رسيد . چون عالم بدكار خاص و عامى به دست آورد ، كه هرچه او مىكند و مىگويد ايشان مىگويند : احسنت ! زهى ؛ خواجه امام ! و اين عابدان و قرّايان جاهل ، ايشان نيز دانشمندى فرادست آورند كه هرچه آن قرّاء عابد مىكنند ، گويند : اينت ! سره و مخلص مردمانى كه ايشان‌اند ! او را خود اين همه دانشمندان و خواجه‌گان هيچ فرانيايد ؛ احمقى اين هر دو به اخلاص فرا چشم مردمان مىدارد ، و ايشان را در آن پرورش مىدهد ! فتنه‌اى در مسلمانى چه باشد از اين عظيم‌تر ؟ ! قال رسول اللّه ( ص ) : يأتى على النّاس زمان يظهر فيه دين غير دين الإسلام لو تبتغى فيه ثلث خلال لا توجد . قيل : يا رسول اللّه ! و ما الثّلث ؟ قال : لسان صادق لا توجد ، و أخ فى اللّه لا توجد ، و درهم حلال لا توجد . ترجمهء خبر چنين باشد كه مهتر ( ص ) گفته است كه : « زمانه‌اى درآيد بر مردمان كه ايشان دينى آشكارا كنند كه نه دين اسلام باشد ؛ اگر خواهى كه در آن روزگار سه چيز يا بى نيابى . گفتند : يا رسول اللّه ! آن سه چيز چيست ؟ گفت : « زبان راست‌گوى » نيابى ، و « برادر راست » - كه « 1 » بازو سخن خداى و رسول و مسلمانى بازگويى نيابى « 1 » ، و « درهم حلال » نيابى كه از آن قوت حلال سازى ؛ اين سه چيز نيابى . تصديق آن از كودكى ظاهر كنند ، دينى كه نه دين اسلام است . « زبان راست‌گوى » مىنگر ! تا چون است ؟ كه كم‌روزى و كم‌هفته‌اى باشد كه اين قوم كه مردمان را سروكار بازيشان است چندان سوگند بخورند ، و عهدها بكنند ، و هم از جاى برنخيزند تا همه را دروغ نكنند ! اگر يكى بسيارى جهد كند ، و نيك‌عهدى كند بوك يك هفته بردارد . آن زمان نشنيدى كه مىبينى ، اكنون آن « برادر مسلمان » نيز بشنو ! چون كسى را باد فضل و لطفى از خزينهء غيب بر او وزد ، و بسيار دل گرد اهل صلاح برآرد ، تا كجا شوم ، تا مگر يك ساعت از اين مشغله و ظلمات دنيا باز رهم ؟ ! چون فرا نزديك يكى
هامش
( 1 ) - 1 ) - ت ، ج : كه بازو سخن گويى از خداى و رسول و مسلمانى نيابى .