تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
درويشان ! و هرچه ايشان مىكنند و مىگويند داورى مكن ! كه هرچه ترا خود روى نمايد خداى تعالى بدهد . علم آموختن پيشه علماء و كار عامه درويشان است ! خاموش بنشينيد ، و از هيچ‌كس هيچ‌چيز نپرسيد ، و روزگار خويش در چنين چيز و مانند اين نبريد ! كار ايشان آن است كه بنشينند ، و چيزكى خوش مىخورند ، و قوّالى خوش‌آواز بنشانند ، و بيتكى مىگويند ، و اگر دل او به كسى نگران باشد ، او را بيارند ، و با خود بنشانند تا دل او جمع شود ، و جاى ديگر نشود ، و روح او آسوده باشد . چون احوال او چنين شود هر علمى كه او را مىبايد خداى عزّ و جلّ او را بدهد ! شما را از هيچ‌كس سؤال علمى نبايد كرد ! كه روزگار شما « 1 » ببشولد « 2 » و دل و احوال شما ببشولد « 2 » ؟ ! چون آن بيچاره ديو برده بر اين پرده راست بايستد كه : « ما را از هيچ‌كس هيچ نبايد آموخت « 3 » » ، و هرچه ابليس فرا دل او مىدهد ، او گويد : « همه خداى تعالى مىگويد ! » چون او بر اين راست بايستد ، پندارد در جمله اسلام هيچ‌كس از او فاضل‌تر و بهتر نيست . و او را به هيچ‌كس حاجتى نيست ! نه سؤال علم بايد ، و نه به معامله هيچ‌كس حاجت است . و هركه به ما تبرك نكند او منكر اولياى خداست ، و منكر درويشان ! و هركه او بر نماز جماعت و جمعه و فضايلات رغبت دارد ، گويند : « او نه درويش است ! درويشى كه او شريعت ورزد ، و پارسائى كند او درويش محقق نباشد ؛ زيرا كه اين همه بند راه درويشان است ! درويش بايد كه در هيچ بند نباشد ! و هرچه در پيش او آيد بدان بتوان رفت ، و به ترك شريعت بتواند گفت ، و دربند حرام و حلال نباشد . و درويش كه صلاتى باشد « 4 » او نه درويش است ! بند در راه درويش شرط نيست . » و اگر يكى فرا ايشان گويد : « اين نه راه است ، اين نه راه رسول است ، و نه آن صحابه ، و نه آن مشايخ سلف . » و اگر اين مريد كه اين سخن خاموشى شنوده باشد ، در جواب ايشان درآيد ، پيران ايشان بشنوند ، او را مهجور كنند ، و ملامت و غرامت كنند ، چنان‌كه ديگران بدان عبرت گيرند ، و گويند : « اگر تو به نزديك وى نرفتى ، و از وى سخن نپرسيدى ، و به دو و به علم او تبرك نكردى ، او خود ترا چنين و چنين فتوى نكردى ؟ ! بارى ؛ چند فا شما بگفتم كه : فرا نزديك اين دانشمندان مرويد ! كه راه شما بزنند ، و شما مىرويد به نزديك ايشان ، و ما را دردسر مىآريد !
هامش
( 1 ) - د : ندارد . ( 2 ) - اين قسمت از نسخهء « د » افتاده است ؛ از نسخه‌هاى ت ، ج ، به متن افزوده شد . ( 3 - 4 ) - د : ندارد . از نسخه‌هاى ت ، ج ، به متن افزوده شد .
كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 164 | احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي (ژنده پيل)