تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
و از هر چيزى كه او را نگاه مىبايد داشت چون نگاه دارد ، و هرچه شين باشد او را نفرمايد در آن ، و هرچه عزّ او باشد او ( را ) بر آن دارد ، و جمله اسرارها از خير و شرّ او را باز گويد ، و او را ملك خود داند ، و كليد خزينه خود و خانه‌هاى خود به دو دهد ، و هرچه او را بايد از وى دريغ ندارد . مادرى كه : ناقص العقل و الدين در باب او باشد ، با فرزندى كه از شهوت و هواى او خاسته است اين همه شفقت و نيكوئى بكند - با ضعف و نقصان و عقل خويش بازان فرزند خويش ! پس حق سبحانه و تعالى با كمال علم و قدرت و حكمت خود كه گويد : اللّه أرحم بعبده المؤمن من الوالدة الشّفيقة بولدها ! از كارها و سخن‌ها قياس بر بايد گرفت : چون او مىگويد من به خودى خود بر آن بندهء مؤمن مهربان‌تر و رحيم‌ترم از آن مادر مهربان بر آن فرزند خويش ، و آن مادر ناقص عقل هرگز به جفاى فرزند و بدكارى او از او بيزار نگردد ، و شفقت خود از او باز نگيرد ؛ من كه ارحم‌الراحمين‌ام كى روا دارم كه بندهء خود را كه در علم غيب خود و حكمت بىسفه و بىغلط خود برگزينم به خطايى كه ناوايست او بود ، و به قضايى كه كرده من است از وى ببرّم « 1 » ؟ ! من دوستان خود را نه امروز دوست مىدارم ؛ با خدايى خود ايشان را بيافريدم ، و از كيمياى پنيرمايهء : يحبّهم و يحبّونه غذا دادم ، چنان‌كه هم اوّل مادر فرزند را غذا دهد ، و آن جز شير پستان او نباشد . و آن اوّل شير را مايه گويند . اگر راه فرا اين نمىدانى قياس از گوسفند بر بايد گرفت : « 2 » اوّل كه گوسفند بزايد « 3 » ، آن بچه را شير دهد ، و آن شير را مايه گويند « 3 » و هر بره ، و بز ، و بزغاله « 3 » كه آن مايه شير بخورد پيوسته بر وى پيدا باشد كه آن مايه هرگز از وى زائل نگردد . و آن دوستى مادر كه در آن شربت اوّل به وى داده بود مايه كيميا باشد ، كه اگر درم سنگى بر صد من شير افگنى « 4 » ، همه را از رنگ و نهاد خويش بگرداند ، و به رنگ خويش كند ، و اگر پس از آن آب بسيار بر وى ريزى شير نگردد ديگر هرگز . و هركجا كه بود بوى شير دهد ، و اگر خواهد كه بوى ندهد نتواند كرد ؛ زيرا كه مهربانى و دوستى مادر ، در آن شربت اوّل كه در دهن وى كرد و او آن بمكيد ، و ذوق آن به جان او رسيد ، هيچ‌كس نيز آن بوى و خاصيت از وى بيرون نتوانست كرد . پس حق سبحانه و تعالى « 5 » در ازل الآزال كه هنوز هيچ مخلوقات نبود ، قومى را از پستان
هامش
( 1 ) - در نسخه‌ها : كى روا دارم كه پيش از اين آمده بود ، تكرار شده : كى روا دارم از وى ببرم . ( 2 - 3 ) ) - ت : اوّل كه آن گوسفند ما بزايد . ( 3 - 3 ) ) - ج ، د : هر بز و بزغاله - ت : هرچه بره و بزغاله . ( 4 ) - ج ، د ، : زنى . ( 5 ) - نسخه‌ها : حق سبحانه و تعالى بنده‌اى را .