سرّ جواب آن مىدهند ، كه هيچكس را بدان اطلاع نيفتد ؛ چنانكه گفتهاند : سرّا بسرّ و إضمارا بإضمار .
و هرچه از اين نوع آفريده است همه مسخّر خاطر عاطر ايشان كرده است ، و اسرار آن بر خاطر و فهم ايشان ظاهر گردانيده ، آنگه هركه از بندگان او بدين صفت گردد علم سرّ ايشان علم سرّ باشد ، و فراست ايشان صادقه باشد - هيچ از آن خطا نباشد ؛ زيرا كه همه از عيان گويند و عيان بينند ، امّا از هزار يكى آشكارا كنند . و هيچ نيست از اجناس خلق چه از : نور و ظلمت ، و چه از خشك و چه از تر « 1 » و چه از شجر و چه از ثمر ، و حجر و مدر ، و شمس و قمر و نجوم ، و بحر و برّ ، و جنّ و انس ، و ملك و شياطين ، و هرچه خاء خلقت دارد هيچ يكى از آن تعبيه خالى نيست .
و از آن تعبيه و از آن اسرار به جز از اولياى خداى عزّ و جلّ از آن خبر ندارند و حقيقت آن اسرار ايشان دانند ؛ چنانكه رسول ( ص ) مىگويد : عجبت للمؤمن إنّ اللّه لا يقضى قضاء إلا كان خيرا له . پارسى خبر چنين باشد كه رسول ( ص ) مىگويد : « عجب بماندهام از كار مؤمنان كه خداى عزّ و جلّ هيچ قضا نكرد كه نه آن قضا ايشان را بهتر بود . » بسيار چيزهاست و خبرهاست از علوم كه برخى از علماء مىگويند مىپندارند كه آن علم مىدانند ، و آن علم خلاف آن است ، و آن علم به جز اولياى خداى عزّ و جلّ ندانند ؛ و الرّاسخون فى العلم به حقيقت ايشان باشند ؛ زيرا كه علم من لدنىّ ايشان را باشد .
و اين ده مسئله كه بنياد كتاب است - چنانكه شرط است به جاى آرد - از آن هريكى ده ديگر برخيزد و صد مسئله گردد . و اگر آن صد مسئله را به شرط و سنّت به جاى آرد ، دل وى چشمه حكمت گردد ، و روح وى از چشمه حيوان حيات يابد ، و سيرت وى سيرت انبياء باشد ، و در ميان مردمان همچون مردمان نباشد ، امّا چون ايشان نمايد ؛ قوله تعالى :
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ .
آفريدگار همه خلق يكى است ؛ امّا كار آن تعبيه دارد . هركه مىخواهد تا بداند كه در وى آن تعبيه هست يا نه ، خود را بر سنگ محك سنّت محمّدى بايد زد ، و به در سراپردهء او بايد رفت ، تا آنجا خود را با سنّت و سيرت او چون يابد . اگر بىرياى خلق او را پس روى تواند كرد تهى و خالى نباشد از آن تعبيه ؛ بر وى بادا كه به سر كوى محمّد مصطفى ( ص ) ( در ) آيد ، و در زمرهء او باشد ، و پس روى او كند ، تا عزيز دو جهان باشد ؛ و باللّه التوفيق .
هامش
( 1 ) - نسخهها : « و چه از تر و چه از خشك » به قرينه عبارت بعد به صورت مذكور در متن تغيير يافت .