تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
مىگويد :
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
؛ اگر از ديگران چنين باشد بس عجب نباشد ، بدين قياس مىبايد دانست . امّا به حقيقت مىبايد دانست كه تا در ازل به روغن پليته‌هاى « 1 » انسانيت چرب نكردند ، و آتش و توش محبّت كه : يحبّهم و يحبّونه در آن تعبيه نكردند ، از هيچ آدمىزاده به جز از آدمىگرى هيچ‌چيز نيايد . نگر ! از سر پنداشت و هواى خويش در اين سخن و در اين كار ننگرى ، كه آنگه از حق و حقيقت دور افتى . كار جمله انبياء و رسل و صدّيقان و جمله اولياى خداى عزّ و جلّ همه هم اين رنگ و طعم دارد . ايشان هريكى از مادرى و پدرى بودند ، و مادر و پدر ايشان بسيار آن بود كه نه مؤمن و خداىشناس بودند ، و مىشايست كه ازشان هريكى فرزندان آيند كه هريكى قبلهء خلق باشند . همه را اهل و نسبت از آدم و حوا بود : يك آدم بود كه او را مادر و پدر نبود ، و حوا بود كه او را مادر نبود و او مادر همه آدميان بود ، و عيسى بود كه او را پدر نبود . ديگر هريكى از مادرى و پدرى زادند ، و همه را اصل از نطفه بود ، و همه در رحم و اصلاب پدران و مادران بودند ، و همه را در مهد و قماط بپرورانيدند و بزرگ شدند ، و همه را به شير مادر پروردند . و همچنين جمله انبياء و رسل و اولياء را به چنين غذاها پروردند . جملگى فرعونان و زنديقان و ابو جهلان را هم بدين غذاها پروردند ؛ نه عزّ انبياء و اولياء بدان كم شد ، و نه ذل اعداء بدان كم شد آن هريكى به جاى خويش است . چون مهتر ( ص ) دعوت آشكارا كرد ، از آن انجمنيان بر آن سر كوىها و انجمن‌ها بنشستند ، و گفتند كه : محمّد ( ص ) مى دعوى كند كه پيغمبرم ! و ما آن از هيچ‌كس نشنيديم - چنان‌كه قوم نوح نوح را صلوات اللّه عليه - نوح در ميان آن قوم دعوى پيغمبرى كرد ؛ آن قوم از سر كوى تمرد گفتند : قوله تعالى :
فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ .
« آن بيگانگان فرا يكديگر گفتند : آن چيست ؟ مگر چون ما آدميتى مىخواهد كه بر شما خود را افزونى نهد ؟ ! اگر خداى عزّ و جلّ خواهد فرشتگان را به ما فرستادى ! ما اين هرگز از آباء و اجداد خود نشنيده‌ايم ؛ اين دروغ است ! »
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ج » ، كلمه خوانده نمىشود و مفهوم نيست .