تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
از اوّل كه گفتم كه زيان دارد و آشكارا نتواند كرد ، از آن گفتم كه او به رنج و مجاهدت بسيار به دست آورده باشد و به كسب او بود ؛ چون به كسب او باشد ، هم به كسب از دست وا بشود . و آن ديگر خلعت است ؛ و هركه خلعت سلطان پنهان كند ، و پنهان دارد ، ملوم باشد كه او را خلعت پوشيدند ، و بر مركب دولت نشاندند ، و براق فضل در زير ران دارد . و مر غمّاز را خواه‌گو بين ، خواه‌گو مبين ، خواه‌گو عبادت كن ، خواه مكن ، به دست او هيچ چيزى نيست . دوست بر ديدار دوست مىنازد ، و عدو در گرم و رنج مىگدازد « 1 » ، ( و ) ولى خود به صفت خويش باشد ؛ بط را چه زيان اگر جهان گيرد آب ؟ ! فصل : انبياء صلوات اللّه عليهم خود روى در حجاب آورده‌اند ، حق سبحانه و تعالى بدل ايشان اولياء را بر روى زمين نصب كرده است ؛ ايشان را « ابدال » از آن گويند كه ايشان بدل پيغمبران‌اند ، و قدر ايشان را از سخن مهتر ( ص ) بدانكه چيست و چند است . روزى مهتر ( ص ) سخن مىگفت ، و مهاجر و انصار جمله حاضر بودند ؛ تا سخن به جايى رسيد كه رسول ( ص ) روى فرا مهاجر و انصار كرد ، و قال رسول اللّه ( ص ) : سيأتى على النّاس زمان ينكر الحقّ فى ذلك الزّمان من عشرة تسعة أعشار ؛ لا ينجو من شرّ ذلك الزّمان إلّا كلّ مؤمن أو مؤمنة . إنّ من ورائكم أيّام الصّبر . فالمتمسّك منهم يومئذ به مثل ما أنتم عليه ، له أجر مثل خمسين عاملا منكم . قالوا منهم يا رسول اللّه ؟ قال : بل منكم ! يقولها ثلاث مرّات . پارسى خبر چنين باشد كه رسول ( ص ) گفت : « زود بود كه بر مردمان زمانه‌اى درآيد كه در آن زمانه همه خلق از ده نه منكر حق باشند ؛ نرهد از شرّ آن زمانه و روزگار مگر مؤمنى و مؤمنه‌اى مخلص . هرچه وراى اين روزگار است ايّام صبر باشد . پس گفت : هركه از ايشان آن روز دست در اين طريق زند كه امروز شما بر آن هستيد ، او را باشد ثواب پنجاه كس از شما كه كار مىكنيد به اخلاص . گفتند : يا رسول اللّه ! از ايشان پنجاه كاركننده ؟ گفت : نه ! كه از شما پنجاه كاركننده ! تا سه بار اين سخن تكرار مىكرد . » چون عزّ و ذلّ از او بينى راست باشد ؛ قوله تعالى :
. . . وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .
امّا چون از كسب و عمل خود بينى كار مشكل باشد ، و هرگز اين سخن در حوصلهء آن‌كس نگنجد . هركه را حق سبحانه و تعالى به عزّ خود عزيز كرد ، او عزيز دو جهان گرديد ؛ كس نتواند كه
هامش
( 1 ) - ج : مىگذارند و مىگذارد .