تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
شعر كند ! همه اهل بصر و خردمندان بر وى خندند ! شاعر ديگر است ، و راوى « 1 » ديگر . پند از شعر شاعر حكيم است كه از چشمه حقيقت و حكمت آب خورده است : اگر از آن يك بيت خواهد كه هزار ديگر بشكافد بتواند شكافت ، كه اهل « 2 » علم و اهل خرد و اهل آن صنعت هيچ بر وى نتواند گرفت . پند از شعر مرد حكيم تيز فهم تيز خاطر است ، نه راويان طامعهء قصّاص ! و آن ديگر قوم كه از اسرار كارها خبر دارند ، و از خاصگان خداى عزّ و جل‌ّاند كه حق سبحانه و تعالى ايشان را از جمله خلق ، و از جمله گزيدگان عصر اختيار كرده است از روى زمين ، و هرچه در روى زمين است همه به بركات ايشان است ، و ايشان اوتاد ارض‌اند . و ابدالان و خاصگان به حقيقت‌اند ، و برگزيدگان ازل و ابد . و آن قوم‌اند كه محمّد مصطفى ( ص ) بدان فخر مىكرد . و آن قوم‌اند كه خداى عزّ و جلّ رضاى خود در رضاى ايشان بسته ، و امروز در روى زمين عزيزتر از ايشان كس نيست . و حق را سبحانه و تعالى بازيشان اسرارى است كه « 3 » با هيچ‌كس ديگر نيست . امّا ديده‌ها خلل دارد ، و هر چيزى راست نتواند ديد ، و علمى ، و حكمتى ، و بصيرتى ، بىغبار اغيارى بايد كه آن را كحل ازل و ابد كشيده باشند ، تا هرچه ميان ازل و ابد مىرود ، از هر نوعى كه هست و از هرچه در بار وى تعبيه كرده است ، سرّ خويش همه بازان محرمان خود مىگويد ، و او مىداند كه اين هريك چه را شايد ، و در باطن هريكى چيست ، و او را از بهر چه در وجود آورده‌اند ، و آنچه در وى است اسباب خير است يا اسباب شرّ ؟ و به هيچ‌يك دل وى به يك ذرّه ميل نكند ، زيرا كه اين هرچه ما مىبينيم تعبيه‌اى دارد كه نه آن است كه ما بر ظاهر او مىبينيم . بسيار چيزهاست كه ما مىپنداريم كه آن بد است و آن خود نيك است ؛ و بسيار چيزهاست كه ما مىپنداريم كه آن نيك است و آن خود بد است : قوله تعالى :
عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ .
و اگر ديده‌ها بىغبار اغيار استى همه چيزها راست ديدى ؛ زيرا كه همه از يكجاى مىرود ، و چون از يكجاى مىرود ، و به حكمت مىرود راست باشد . چه نبى و چه ولى ، و چه دوست و چه دشمن ، و چه هرچه از كتم عدم در دايره وجود آمده ، همه از يك علم و حكمت ، و ارادت و مشيّت ، و از ميان : « كاف » ، و « نون » به صحرا آورد ؛ و
هامش
( 1 ) - د : وراى وى ! ( 2 ) - نسخه‌ها : هيچ اهل . . . ( 3 ) - د : ندارد .