كسى كه قدر علم و ايمان نداند .
علوم همه نيكوست ، از علم هيچ چيزى « 1 » بىفايده نيست ؛ امّا علوم را بر يكديگر فرق است . و علوم و آب هر دو حياتدهندهاند . و همچنانكه آب را بر آب فضل است ، علم را نيز بر علم فضل است . و همچنانكه هركجا كه آب مىرود نفع خويش مىدهد ، و همه چيزها را حيات مىدهد ؛ امّا از آن آب برخى باشد كه شور باشد ، و برخى باشد « 2 » كه گرم باشد « 2 » و بنتوان خورد - چيزهاى ديگر از آن نفع گيرند - امّا هرچه آب خوش است در وى نفع است ، در وى هيچ مضرت نيست ؛ امّا نفع باران از همه بيشتر باشد ؛ زيرا كه نفع آب به كوه و بيابانها نرسد ، و نفع باران به همه فرارسد ، و جمله نباتها را حيات دهد ، و نتيجه همه آبها از باران خيزد .
همچنين همه علمها از يكديگر نيكوتر و مفيدتر است ، و بىعلم مردم از ستور بازپستر است . و چون عالم باشد :
. . . وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ
او را حاصل باشد « 3 » . و چون علم سرّ داند :
وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
او را درست آيد . چون در علم سرّ راسخ باشد ، علم او چون آب حيات باشد ، كه هركه بخورد هرگز مرده نباشد . و هركه از چشمه حيوان آب خورد ، حياتى يابد كه هرگز مرده نگردد . همچنانكه آب حيوان « 4 » همه را حيات دهد ، علم سرّ همه علوم را حيات دهد .
همچنانكه هركه آب حيات بخورد هرگز مرگ را به وى راه نباشد ، هركه علم سرّ را معتقد باشد ، و علم سرّ داند ، و در جهد آن باشد تا او را كار بندد ، هرگز بنميرد ، و در گور نريزد ، و پيوسته در ميان خلق و علما باشد - اگرچه كس او را نمىبيند . ( و )
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ . فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
« 5 »
وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
. اين آيت ( ها ) در شأن او درست باشد ؛ زيرا كه علم سرّ جز به مجاهدت تمام حاصل نيايد .
اين خداوند علم سرّ در غزاة مهين فروشده است . و تصديق قول رسول ( ص ) كه مىگويد :
رجعنا من الجهاد الأصغر إلى الجهاد الأكبر . قيل : يا رسول اللّه ! أىّ جهاد جهاد الأكبر ؟
قال : مجاهدة النّفس ، ببايد دانست كه چيست ، و نتيجه آن از كجاست ، و از كجا خيزد ، و سرانجام آن تا كجا كشد ، تا بدان رغبت افتد ؟
هامش
( 1 ) - د ، ج : ندارد .
( 2 - 2 ) ) - نسخهء « ت » ندارد .
( 3 ) - از نسخهء « د » افتاده است .
( 4 ) - ج ، د : ندارد .
( 5 ) - آيهء دوم را تا اينجا نوشته است ، تتمت آن نوشته آمد .