باب هفدهم در بيان كردن علم ظاهر و باطن
- خواستيم كه از علم شريعت تايى چند كه لا بدّ است بيان كنيم در اين كتاب ؛ امّا چون از سر تحقيق و تقوى نظر كرديم ، بهتر از آن كه ما خواستيم كرد ، ائمّه دين - ادام اللّه عزّهم - فيما مضى كتابهاى بسيار در ان انواع جمع كردهاند ؛ امّا در علم سرّ كم مىبينيم ، و اگر در جايى در ميان فقها از اين نوع چيزى درافتد ، ايشان را بدان بس التفات نديدم !
در آن نظر كردم تا اين چراست كه علمى بدين نيكويى - با چندين فايده كه در اين است - تا قومى از علماء چرا در اين رغبت ندارند ، و چنين زاهد آمدند ؟ ! بسيار جهد كردم ، و مراد و هواى خود در باقى كردم ، و فرمان خداى عزّ و جلّ ، و راستى و تقوى ، و فرمان رسول ( ص ) ، و سنّت او ، و سيرت صحابهء او قبله دل خويش كردم ، و روى دل از اين قبلهها بگردانيدم ، و از حق سبحانه و تعالى مدد و توفيق و عون خواستم ، تا مرا الهام حق و حقيقت به ارزانى داشت ، تا روى دل از اين تقليدهاى مقلّدان ، و استادان ، و از قول پدر و مادر بگردانيدم . و تا مذهب و سيرت هريكى در زير پاى نياوردم ، از هرچه مقصود بود هيچ روى فرا « 1 » ما ننمود ، و فاما از حجاب بيرون نيامد .
چون از پس حجاب عبرتها بيرون آمدم ، و از سر حقيقت نظر كردم ، تا اين همه خلق دربند چهاند ؟ همه دربند اين يك حرفاند : قوله تعالى :
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ .
حق سبحانه و تعالى اين به شكايت از ايشان ياد كرد ، نه به مدح ايشان ياد كرد ! و امروز اغلب بر اين طريق مىروند ، و هركه بدينطريق باشد ، دل ايشان از حق و حقيقت ديدن در حجاب باشد . همه ميل ايشان از سوى تقليد پدر و مادر ، و استاد ، و مردمان شهر خويش باشد ؛ و هركه بدين سيرت باشد هيچكس از ايشان انصاف نياوند ، تا لاجرم همه مسلمانان چنين سرگردان شدند در راه مسلمانى !
هامش
( 1 ) - ج ، د : ندارد .