چون مرد طبيب داروشناس هم از باغ و بوستان آن مرد بيمار ، و از كشت او آن بيمار را دارو مىسازد ، و سيم مىستاند ، و منّت بسيارى بر وى مىنهد ، و اين بيمار شفا مىيابد ، و به سلامت مىرود ( او را « حكيم » نام كنند ) .
هركه را خداى تعالى « حكمت » بداد ، بازو نيكويىهاى بسيار كرد ؛ قوله تعالى :
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ .
و اين « رمز » و اين « حكمت » درنياوند « 1 » مگر خداوند خردها . و رسول ( ص ) مىفرمايد : الحكمة ضالّة المؤمن .
بر زبان مؤمنان حكمت روان است : مىگويند ، و مىشنوند ، امّا نمىدانند كه چه مىگويند ، و چه مىشنوند ؛ زيرا كه از خاطر و فهم ايشان « گم » شده است .
و « حكمت » چنين سبك بضاعتى نيست كه به هرزه دست فراوى توان زد ! و در خبر چنين مىآيد كه وهب بن منبّه گفت : خيّر لقمان بين الحكمة و النّبوّة ؛ فاختار الحكمة على النّبوّة .
بر سخن حكيم ، و بر كار حكيم تغيير و تبديل نباشد ؛ زيرا كه « درستكار » ، و « درستگفتار » باشد ، و هرچه درست و بىعيب باشد ، تغيير و تبديل از آن سفه باشد . و هرچه من گفتهام كه - به علم و حكمت قديم كرده است - از آن مىگويم كه كار بر علم و حكمت رانده است ؛ يك ذرّه پس و پيش نخواهد بود .
از سر علم ناقص ، و حكمت ريزهء خود در كار احكم الحاكمين نبايد نگريست ! كه آنگه مركب توحيد تو نبايد كه به سر درآيد . و بىمركب فضل ، وجود ، و حكمت او از ازل تا به ابد نتوان رفت ، كه راه دور است و منزلها دراز است ، و كوهها بلند ، و عقبهها تند ، و بيابانها دراز ، و بحرها عميق ، و دزدان بىرحمت و بىشفقت ، و راه پرخطر ، و طريق مخوف ، و همراهان ناموافق ، و دشمنان حسود ، و مبغضان جاهل .
اين چنين راه بىمركبى راه رونده ، و بىبراقى كه هم در بيابان ، و هم در كوه ، و هم در بحر ، و هم در برّ ، و هم در آب ، و هم در خاك ، و هم در خشكى ، و هم در گل ، و هم در خراب ، و هم در عمران ، و هم در روشنايى ، و هم در ظلمت ، و هم در آسمان ، و هم در زمين ، و هم در آب ، و هم در آتش ، در همه ميدان دنيا و عقبى هيچ جاى پاى او در گل نماند . و از اين هرچه هست و بوده است و خواهد بود در حكمت او هيچ نسنجد ، و از اين همه هيچ نبيند ، الّا صنع صانع و علم و حكمت قديم ؛ آنگه اين مركب اين مرد را به راه بتواند برد ؛ و اين آيتها « 2 » غذاى مركب
هامش
( 1 ) - د ، ج : نيابند .
( 2 ) - در نسخهها به صورت مفرد : آيت .