تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
فقد أحبّنى ، و من أبغض كلاهما فقد أبغضنى ! و اگر خداى عزّ و جلّ ، و رسول ( ص ) وى را به قول مى باور داريد ، اينك قول ايشان ! و اگر مى باور نداريد ، و پس روى هواى خويش مىكنيد ، شما را با علم و « حكمت » چه كار ؟ ! و با فتوى و راه مسلمانى چه كار ؟ هزار معنى مىبايد تا اين قومى ناپاك خداى ناترس را با راه مسلمانى آرد ! كه ايشان در حبّ دنيا و جمع و منع و رياست جستن خود چنان غرّه هستند كه نه راه دين مىبينند ! هريكى در راه اسلام غولى گشته‌اند ، و مال مسلمانان ، و آن درويشان و آن پيرزنان ، و يتيمان - كه از گوشت خوك حرام‌تر است - مىبرند ، و مىخورند ! تا لاجرم اين چنين « 1 » ثمرها مىدهد « 1 » ، كه مىدهد ! و باللّه العون و التوفيق و العصمة .
هامش
( 1 - 1 ) ) - ت : ندارد .