شغلهاى نابكار مىبينند - همچنانكه آن نار كه از هم بچكد ، و رنگى « 1 » پيدا كند ، چندان « 2 » شور و شغب برخيزد كه خداى داند ! اگر نى جهان از ايشان خالى نيست .
امّا مصلحت مىگوش مىدارند ، و خون جگر مىخورند ، تا در زندان بازگشايند ، و اين قفس « 3 » انانيّت « 4 » شكسته شود ، و اين مرغ علوى با آشيانهء خود شود ؛ اگرچه دير بماند ، آخر هم با سر رشته شود . دوستان بيتى برگويند :
آخر روزى غريب با خانه شود * شهرى ز پى غريب بيگانه شود
غريبان ازل بدينهمه درياهاى دنيا - ان شاء اللّه تعالى - كه اين منزل مخوف به فضل و كرم او بازگذارند ، و به سلامت به وطن خويش باز رسند ، به تأييد و توفيق خداوند جهان ، و حرمت سيد پيغمبران محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و على آله و بارك و سلّم كثيرا . و اين آيت از آن ياد كرد :
وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ
أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ
تا همه خلق نيازمند خواهد بود ؛ ديگر قوله تعالى :
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ .
بدين دو آيت زبان همه خلق و خاصگان خود فروبست ، و تصرّف همه خلق از ميان برداشت ، و جمله را نياز ثابت كرد ، و هم خود را از جمله مخلوقات خط استغناء نبشت « 5 » ، و اين آيت حجّت آن كرد ؛ قوله تعالى :
. . . وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ .
فصل آخر : ياران ما از ما سؤال كردند كه هرچه مىگويى ، حواله با علم و حكمت قديم مىكنى ! « حكمت » خود چيست ؟ جواب : حكمت آن است كه كسى كه حكيم باشد هر كارى كه كند ، و هر سخنى كه گويد در آن هيچ غلط و سفه نباشد ، و آن سخن بداند ، و تغيير و تبديل نبايد كرد ؛ همه به راستى و درستى باشد ، و بر آن كار هيچ عيب نباشد ، و بر گفتار وى هيچ لغو نباشد . و پارسى « حكمت » : « درستگفتارى » ، و « درستكارى » باشد ؛ و حكيم آن باشد كه :
هرچند كند و گويد هيچكس بر آن هيچ عيب نيابد . و هركه بر گفتار و كردار حكيم چيزى بگيرد ، به آخر عيب آن بازان كس گردد كه گفته باشد ؛ زيرا كه حكيم كار ناكرده ، و گفتار ناگفته مىبيند ، و مىداند كه چه مىكند و چه مىگويد ، و هرچه خواهد كرد و گفت ، عيب و هنر آن مىبيند .
و اصل حكمت اين است كه : پيش از آنكه كارى بكنى ، و گفتارى بگويى ، مىدانى كه چه
هامش
( 1 ) - د : را ارنگى .
( 2 ) - نسخهها : چنانكه .
( 3 ) - ت : قفص .
( 4 ) - نسخهها به خطا : انسانيت .
( 5 ) - د ، ج : نوشت .