تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
منزلت ، و حجاب هدايت ، و حجاب نبوّت ، و حجاب رفعت ، و حجاب رفعت ، و حجاب شفاعت ، و حجاب عزّت . آن‌گاه آن نور وى را به حجاب قدرت رسانيد . و آن نور دوازده هزار هزار سال « 1 » در حجاب قدرت خداوند را عزّ و جلّ تسبيح مىكرد ، كذلك الى حجاب العزّة . پس آن‌گاه حق سبحانه و تعالى سى دريا بيافريد : درياى صدق ، درياى صفا ، درياى رجاء ، درياى رضا ، كذلك : وفا ، و سخا ، و خشوع ، و خضوع ، و تواضع ، و معرفت ، و عزّت ، و رحمت ، و حكمت ، و محبت ، و عظمت ، و سكينت ، و علم ، و حلم ، و رفق ، و صبر ، و خوف و رجاء « 2 » و هدى ، و تقوى ، و يقين ، و لطف ، و شوق ، و ذوق ، و ايمان ، و عبرت . پس ندا آمد كه : در رو تو ! بدين درياها ، و او در رفت ، و خود را بدين آب‌ها بشست ، اندر هر دريايى خداى را تبارك و تعالى تسبيح مىكرد . پس ندا آمد كه : يا محمّد ! بيرون آى به قدرت ما ، و بايست به حضرت ما ، و ياد كن عظمت ما ! بيرون آمد به حرمت ، و بايستاد به خدمت در مقام هيبت ، و خوى گرفت از حشمت حضرت جلّت « 3 » . صد هزار و بيست و چهار هزار قطره خوى از وى بچكيد ؛ خداوند تعالى از آن هر قطره‌اى جان پيغمبرى بيافريد . و به ديگر روايت آمده كه : خداى عزّ و جلّ نور محمّد مصطفى ( ص ) را بيافريد ؛ ميان آن نور و ميان خود صد هزار و بيست و چهار هزار حجاب بيافريد ، و او را در آن هر حجابى دوازده هزار سال بازداشت ، تا ( در ) آن هر حجابى به نو تسبيحى و تهليلى باز گذاشت ، و هر زمان و هر ساعتى نياز او بيشتر بود . آن هر حجابى كه به حرمت و خدمت آن به جاى آوردى ، از آن جاش دستورى دادندى تا فراتر آمدى ، و حاجبى « 4 » از آن نور در آن منزل دست بازداشتى . اين صد هزار و بيست و چهار هزار پيغمبر از آن نور در وجود آمدند ، از آن حاجبان كه در آن حجاب‌ها مىنشاند . چون « 5 » حق سبحانه و تعالى خواست كه آدم صفى را در وجود آرد ، روى زمين را به فرشتگان داد ؛ گفت : آنجا رويد ! و آن را به عبادت و تسبيح و تهليل منوّر كنيد ، تا گويم شما را كه چه كنيد . همچنان‌كه سلطانى يا عزيزى از عزيزان به شهرى رود ، چاكران و ساكنان آن
هامش
( 1 ) - ت ، ج : دوازده هزار سال . ( 2 ) - پيش از اين در شمار درياهاى سىگانه ذكر شده بود ؛ مگر اينكه : « خوف و رجاء » در حساب يك دريا معدود شده باشد ؟ ( 3 ) - پس از اين كلمه بايد : « قدرته » ، يا « عظمته » و نظير آن‌ها مىآمد . ( 4 ) - ت : حاجتى . ( 5 ) - د : ندارد .