تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
عقبى مىگردد . بر هركه نور اوفتاده و او از آن نور بهره يافت ، سعيد دو جهان گرديد . امّا مرغى غريب است با هركسى آرام نگيرد . و نه از اكنون فا چنين است . و در خبر آمده است كه جبرئيل را پرسيدند كه : تو از كى فابوده‌اى ؟ گفت : چون خداى تعالى مرا بيافريد من هيچى « 1 » نديدم جز « 2 » خود را ، و ظلمتى كه آن را هيچ كناره نبود . مقدار سيصد هزار سال برآمد ؛ ستاره‌اى ديدم همچنين سيصد هزار بار آن را بديدم . به هر سيصد هزار سال او را يك بار بديدمى ؛ و آن ستاره نور محمّد مصطفى ( ص ) بود . و به روايتى فقيه عثمان غزنوى گفت كه : رسول ( ص ) پرسيد از جبرئيل عليه السلام كه : خداوند تعالى ترا از كى فا آفريده است ؟ گفت : كيفيت آن بندانم ؛ امّا من ياد دارم كه نورى بر مثال ستاره‌اى پيدا آمدى ، به هر سيصد هزار سال يك‌بار پيدا آمدى ، و باز ناپيدا شدى ، تا آن‌گاه كه عالم را بيافريد . فصل : بدان كه حق سبحانه ( چون ) خواست كه از نيست هست كند ، نورى از هست به نيست پيوست ؛ از روى تقدير نيست هست شد ، و آن هست نور محمّد مصطفى بود ( ص ) ، و فقر آن نور است ، و اين نورهاى ديگر كه تو مىبينى و مىشنوى همه نتيجهء آن نور است . و آن نور مخلوق است . و قومى از اين نابالغان راه كه مىگويند : الصّوفيّ غير مخلوق ! « 3 » از اينجا مىگويند « 1 » . و اين سخن نزديك ارباب طريقت و خداوندان حقيقت كفر است نه ايمان ؛ نعوذ باللّه من شرّ هذه الاقوال ! و قومى ديگر هم از اين طايفه گويند : إذا تمّ الفقر هو اللّه اين همه كه مىگويند از بىمعرفتى افتاده است . چون حق سبحانه و تعالى آن نور محمّد مصطفى ( ص ) بيافريد ، و به لطف عزيز خويش « 4 » فرا پرورانيدن گرفت ، چنان‌كه در خبر آمده است كه : عبد اللّه مبارك روايت كند به اسناد درست از : امير المؤمنين على بن ابى طالب كه او گفت : حق سبحانه و تعالى نور محمّد مصطفى ( ص ) را بيافريد پيش از آنكه آسمان و زمين ، و عرش و كرسى ، آفتاب و ماه ، و نور و ظلمت ، و بهشت و دوزخ ، و لوح و قلم ، و دنيا و عقبى ، و آدم و آدميان ، و پريان و ديوان ، و مكان و زمان ، و فلك و ملك ، و شب و روز ، و اوقات و ساعات ، و حيوانات و جانوران را بيافريد به چهار صد هزار و بيست هزار سال ، نور محمّد مصطفى ( ص ) را بيافريد ، و از آن نور دوازده حجاب بيافريد : اوّل حجاب قدرت ، و حجاب عظمت ، و حجاب منّت ، و حجاب رحمت ، و حجاب سعادت ، و حجاب كرامت ، و حجاب
هامش
( 1 ) - د ، ت : هيچ . ( 2 ) - د : ندارد . ( 3 - 1 ) ) - د : ندارد . ( 4 ) - د ، ج : ندارد .