فكأنّما هدم مكّة عشر مرّات ، و كأنّما خرب بيت العمور عشرين مرّات ، و كأنّما قتل ألف ملك من المقرّبين .
ترجمه خبر چنين باشد كه مهتر ( ص ) مىگويد : « هركه بيازارد مؤمن درويشى را بىجرم « 1 » همچنان استى كه ده بار كعبه را ويران كردى ، و همچنان استى كه « بيت المعمور » را بيست بار ويران كردى « 2 » ، و ( هم ) چنان استى كه هزار فرشته مقرّب را از نزديكان بكشتى ! اكنون مىبايد نگريست چون آزار دل يكى از ايشان مى چنين بار آرد ، خشنودى دل ايشان مىبايد نگريست كه بر چند « 2 » اين بود ؟ مكنيد ! اى برادران و عزيزان ما ! از آزار اين قوم بر حذر باشيد ، كه خشم ايشان خشم خداى است ، و رضاى ايشان رضاى خداى است عزّ و جلّ .
چنانكه آمده است كه روزى : « صهيب رومى » ، و « سلمان فارسى » و « بلال حبشى » هر سه تن نشسته بودند . ابو سفيان حرب بگذشت . ايشان با يكديگر بگفتند كه : شمشير داد « 3 » خود بنستد از اين مرد ؟ ! ابو بكر رضى اللّه عنه بشنيد ؛ گفت : خواجهء خويش را چنين مىگوييد شما ؟ و رفت به نزديك رسول ( ص ) و اين ماجرا بگفت : مهتر ( ص ) گفت كه : نبايد اين فقرا را به خشم آوردهاى ؟ برو ! از ايشان عذر خواه يا ابا بكر ! كه خشم ايشان خشم خداى است عزّ و جلّ . ابو بكر رضى اللّه عنه برفت ، و از ايشان عذر خواست . گفتند : يا ابا بكر ! تو نه از آن كسانى كه ما از تو بيازاريم ، و از تو به خشم شويم ؛ در اين قوم به چشم سبكى كسى نگرد كه او را از مسلمانى بس بهرهاى نباشد . هرچند ابو بكر صديق رضى اللّه عنه عزيز بود - كه رضاى آن فقرا مىجست - امّا آبها همه زير پل رود ، و اعزاز همگنان از رسول بود ( ص ) .
مهتر ( ص ) خواست كه رضاى قومى « 4 » - از بهر آن را تا ايشان به اسلام درآيند « 2 » - نگاه دارد خداوند تعالى از سيّد آن نپسنديد ؛ قوله تعالى :
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ
. هيچ مهترى و سلطانى و پادشاهى نباشد كه نه ايشان را خاصگان باشند . و در ازل الآزال همه صفات خداوند عزّ و جلّ گويى كه به وجود امّت محمّد مصطفى ( ص ) همه از يكديگر مشتاقتر بودند . همچنانكه از پيش گفته آمد ، هر
هامش
( 1 - 2 ) ) - اجزاء اين قسمت از پارسى خبر جابهجا شده بود و با متن عربى مطابقت نداشت ، تصحيح شد .
( 2 ) - در همه نسخهها به خطا به صورت : « بر ضد » نوشته شده است .
( 3 ) - ت : داشت .
( 4 - 2 ) ) - ج : از بهر آن تا ايشان را به اسلام داخل نمايند . . . د ، ت : مهتر خواست كه رضاى قومى از بهر آن را تا ايشان به اسلام درآيند تا رضاى ايشان نگاه دارد .