تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
مكرمت و اعزاز و فضيلت كه در خزاين غيب بود ، مشتاق وجود محمّد مصطفى ( ص ) بودند ، و حق سبحانه و تعالى را در آفرينش او خواستى و فضلى و عنايت زيادت از آن بود كه در جمله موجودات ديگر بود ؛ زيرا كه از اين همه اظهار ملكت ، و اين همه دار و گير ، و بهشت و دوزخ و قيامت و حساب و عقاب ، و درجات و دركات مقصود همه محمّد و محمّديان بودند ؛ چنان‌كه مىگفت : لولاك لما خلقت الأفلاك . همه ارادت‌ها و مشيّت‌ها كه در وجود محمّد ( ص ) بسته بود - كه او را در صحراى وجود آرند - يك‌تا بودند . بدان ماندى كه همه وايست‌ها « 1 » و ارادت‌ها در آن نور تعبيه بود ، كه حق سبحانه و تعالى آن را به علم و قدرت و مشيّت خود در وجود آورد . و آن نور گوهر فقر است ؛ و فقرا آن قوم‌اند كه بدان نور زيند ، و غذا و شراب ايشان از آن نور است . و آن نور پيوسته در آن است كه با وطن خويش رسد : ازآنجاكه آمده است باز آنجا گردد . و از آنجاست كه فقر و فقير با هيچ دشمنى از دشمنان خداى تعالى فرانسازد ؛ زيرا كه او از درياى عزّت آمده است ، تا باز آنجا نرسد آرام نگيرد . و هركجا كه نور فقر است ، هيچ جا در وطن خويش نيست و نبوده است ؛ از آن بود كه مهتر ( ص ) گفت : اللّهمّ أحينى مسكينا و أمتنى مسكينا و احشرنى يوم القيمة فى زمرة المساكين . پيوسته نور فقر برسان مرغى بر سر محمّد ( ص ) مىگرديدى ؛ امّا نور فقر خود هرگز با هيچ‌كس نياميخت و نخواهد آميخت - نه در اين جهان و نه در آن جهان - مهتر ( ص ) از آن گفت : كاد الفقر أن يكون كفرا « 2 » . كه هركجا كه نور از فقر بر سر كسى گشت « 1 » ، هرگز آن كس نيز نه از دنيا و نه از عقبى برخوردار نباشد . هرگز نور با ظلمت به هم نباشد . خاك همه ظلمت است ، و طينت ما از خاك است ؛ و فقر آن نورى است كه در جمله مملكت خداى عزّ و جلّ هيچ گوهرى قيمتىتر و بزرگوارتر از گوهر فقر نبوده است و نيست . نور فقر پيوسته بر در وجود ازل ايستاده است ، و قصد آن مىكند كه ازآنجاكه آمده است با وطن خويش شود . آفتاب بيش يك جزو نيست از نور فقر ؛ چند هزار هزار سال‌هاست تا او هرروزى از مشرق به مغرب و از مغرب به مشرق شود ، و به همه كلبه‌هاى پيرزنان فروشود ، و به همه جاهاى تاريك در شود و آن را روشن گرداند ، و به جاىهاى صد گزى فروشود ، و هنوز يك ذرّه با هيچ‌كس پيوند نگرفته است . آفتاب و ماه و ستاره همه همچنين است : نفع خود به خلق برسانند ، امّا با هيچ‌كس آرام نگيرند . نور فقر همچنين از ازل درآمد ، و در فضاى دنيا و
هامش
( 1 ) - د ، ج : بايست‌ها . ( 2 - 1 ) ) - ت : كى هركجا كه بود از فقر بر سر كى گشت .