آن تعبيه ، و آبى كه حيات همه چيزهاست از تأثير آن تعبيه است .
و اين همه اماكن و معادن كه بر روى زمين در كوههاست ، همه از جوار صحبت آن تعبيهء اوست . همچنانكه نورى كه در صدف هست ، آن نور از تأثير و جوار صحبت آن گوهر است كه در وى تعبيه است .
و هر نورى و روشنايى كه در آسمانها و زمينهاست ، همه از نور معرفت و هدايت و نور فقر محمّد مصطفى است ( ص ) . قوله تعالى :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ
؛ الى آخر . و هرچه از آن گوهر كدورت و غبار بود آسمان و زمين آمد ؛ هرچند كه آسمان با رفعت و صفاوت است ، امّا چون فرا معرفت و نور آن رسد ، همه تاريكى و كدورت زايد . هر نورى كه حق سبحانه و تعالى در وجود آورده است ، آن همه در محل خويش نور دهد ، و اگر نور او از معدن او بتابد . هركه خواهد تا اصل آن نور بيند ، تا در مقابل آن نيايد كه چشم آن كس بر گوهر آن نور افتد ، عين آن بنبيند . اگر هيچ پرده يا غبارى در پيش چشم آيد ، نه نور بيند و نه خداوند نور را بيند ؛ امّا هركه خداوند نور معرفت است ، اگر هفت آسمان با رفعت ، و كرسى با وسعت ، و عرش با عظمت ؛ در پيش نور معرفت آيد ، نور معرفت از آن همه زيادت آيد ، و هيچ نور و عظمت او را حجاب نكند . هرگز معروف از نور معرفت عارف در حجاب نشود ؛ زيرا كه اصل همه نورها از اوست ، و هرچه از اين نورهاست كه از ازل درآمدند ، و به ابد خواهند شد ، از پستان ازل شير : سبقت لهم منّا الحسنى أولئك عنها مبعدون خوردهاند .
همه هم رضاعاند ، و همه محرمان يكديگراند ؛ چه در منزل ازل ، و چه در منزل ابد ، و چه در شورستان دنيا ، و چه در منزل آخرت همه يكى است . امّا از آن قوم كه از آن پستان شير خوردهاند ، در جنب اين ديگران اندكاند ، و در ميان از آن گفتوگوى در خلق غريباند . رسول ( ص ) از آن گفت : فطوبى للغرباء ! « 1 » و در خبر ديگر آمده است : ازحموا يتيما و اكرموا غريبا فانى كنت فى صغرى يتيما و فى كبرى غريبا و آنك در افواه مردمان مىرود كه درّ يتيم از گوهرها عزيزتر باشد ، مقصود از آن « درّ » محمّد است كه او درّى بود يتيم .
و اصل آب و خاك هر دو از اين گوهر است كه گفته آمد ؛ نصيب آب همه حيات آمد ، و نصيب خاك همه كدورت آمد ، و پيوسته با هم باشند ؛ نامحرمان يكديگراند ، و اگرچه همسايهاند ، و از يكديگر گزير ندارند ، امّا برادرى هم رضاعى « 2 » ندارند . پيوسته خاك در آن
هامش
( 1 ) - تمامى اين خبر در صفحه 8 ، از كتاب « روضة المذنبين » ، و اسناد آن در صفحات 245 ، 246 ، 247 ، 248 ، از همين كتاب آمده است .
( 2 ) - د ، ج : هم رضايى !