تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
نقش شدن كارها در لوح محفوظ بايد كه از اين جنس دانى كه كارهاى بىنهايت در وى نقش است ، و [ 1 ] چشم تو جز متناهى نباشد ، و نامتناهى در متناهى به نقش محسوس ممكن نبود كه صورت توان كرد . پس لوح وى و قلم وى و دست وى هيچ چيز به آن تو نماند ، چنان كه وى نيز با تو نماند ، بلكه چنان است كه گفته‌اند كه « از خانه به كد خداى ماند همه چيز . » و مقصود آن است كه محال ندارى كه ايشان را از ما خبر بود و ما را از ايشان ، چنان كه در خواب مىبينى . و به خواب ديدن مردگان را بر احوال نيكو و احوال زشت برهانى عظيم است بر آنكه ايشان زنده‌اند ، امّا در نعمت و امّا در عذاب ، و نيست نه‌اند و مرده نه‌اند ، چنان كه گفت :
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبيلِ اللّهِ امْواتًا بَلْ احْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
[ 2 ] .

پيدا كردن احوال مردگان كه مكشوف شده است به طريق خواب

رسول ( ص ) گفت : « هر كه مرا به خواب بيند مرا ديده باشد ، كه شيطان در صورت من نتواند آمدن . » و عمر ( رض ) گفت : « رسول را ( ص ) به خواب ديدم ، سر بر من گران داشت گفتم : چه بوده است ؟ گفت : نه تو آنى كه در روزه اهل خويش را بوسه دادى ؟ » هرگز نيز عمر آن نكرد . و هر چند كه اين حرام نيست ، ليكن ناكردن اولىتر ، و با صدّيقان در چنين دقايق مسامحت نكنند ، اگر چه با ديگران كنند . و عباس ( رض ) مىگويد : « مرا با عمر دوستى بود ، خواستم كه پس از مرگ وى را به خواب بينم ، پس از يك سال وى را ديدم ، چشم مىسترد ، گفت : اكنون فارغ شدم و كار در خطرى بود اگر نه آن بودى كه خداوند كريم بودى ، »
هامش
[ 1 ] و حال آنكه . [ 2 ] ( قرآن ، 3 - 169 ) ، و مپندار البته ايشان را كه بكشتند در راه خدا كه ايشان مردگان‌اند ، نيستند كه زندگان‌اند نزديك خداى خويش بر ايشان رزق مىرانند و نزل مىرسانند .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 632 | الغزالي