تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
گيرم ، و اگر از راه ايشان بگردى تو را دشمن گيرم . » اين و امثال اين اخبار در محبّت و انس و شوق بسيار است و اين قدر كفايت بود .

پيدا كردن حقيقت رضا و فضيلت آن

بدان كه رضا به قضاى حق - تعالى - بلندتر مقامات است ، و هيچ مقام و راى آن نيست ، كه محبّت مقام بهترين است ، و رضا به هر چه حق - تعالى - كند ثمرهء محبّت است ، نه ثمرهء هر محبّتى بلكه ثمرهء محبّتى كه بر كمال بود . و از اين گفت رسول ( ص ) الرّضاء بالقضاء باب اللّه الاعظم ، گفت درگاه مهين حق - تعالى - رضاست به قضاى وى . و چون رسول ( ص ) از قومى پرسيد كه « نشان ايمان شما چيست ؟ » گفتند : « در بلا صبر كنيم و به قضا رضا دهيم . » گفت : « حكمايند و علمايند ، نزديك است از عظيمى فقه ايشان كه انبيا باشند . » و گفت ( ص ) : « چون قيامت بود گروهى را از امّت من پروبال آفرينند تا به بهشت پرند ، فرشتگان ايشان را گويند كه حساب و ترازو و صراط همه ديديد ؟ ، گويند : از اين همه هيچ چيز نديديم ، گويند : شما كيانيد ؟ ، گويند : از امّت محمّديم ( ص ) پس گويند : عمل شما چه بود كه اين همه كرامت يافتيد ؟ ، گويند : در ما دو خصلت بود : يكى آنكه در خلوت شرم داشتيم از خداى - تعالى - كه معصيت كنيم ، و ديگر آنكه راضى بوديم به رزق اندك كه خداى - تعالى - ما را دادى ، ملايكه گويند : پس حق است شما را اين درجه . » قومى از آن موسى ( ع ) وى را گفتند : « بپرس از حق - تعالى - تا آن چيست كه خشنودى وى در آن است ؟ تا آن كنيم . » وحى آمد كه « از من خوشنود باشيد تا از شما خوشنود باشم . » و وحى آمد به داود ( ع ) كه « اولياى مرا با اندوه دنيا چه كار ، كه آن اندوه حلاوت مناجات از دل ايشان ببرد ، يا داود من از دوستان خويش آن دوست دارم كه روحانى باشند : غم هيچ چيز نخورند و دل در هيچ چيز از دنيا نبندند . » و گفت ( ص ) كه خداى - تعالى - مىگويد كه « من آن خدايم كه جز من خدايى نيست ، هر كه بر بلاى من صبر نكند و بر نعمت من شكر نكند و به قضاى من راضى نباشد
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 606 | الغزالي