تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
كه « دروغ گفت كسى كه دعوى دوستى من كرد و همه شب به خفت ، نه دوست ديدار دوست خواهد ؟ كه هر كه مرا جويد من با وىام . » و موسى گفت ( ع ) : « بار خدايا كجايى تا تو را طلب كنم ؟ » گفت : « چون قصد طلب كردى يافتى . »

علامت ششم آنكه عبادت بر وى آسان بود و گرانى آن از وى بيفتد .

يكى مىگويد : « به بيست سال خويشتن را به جان كندن فرا نماز شب داشتم ، آنگاه بيست سال بدان تنعّم كردم . » چون دوستى قوى شد هيچ لذّت در لذّت عبادت نرسد ، دشوار خود چگونه باشد ؟

علامت هفتم آنكه همه بندگان مطيع وى را دوست دارد

و بر همه رحيم و مشفق باشد ، و همه كافران و عاصيان را دشمن دارد . چنان كه گفت :
اشِدّاءُ عَلَى الْكُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ
[ 1 ] . يكى از انبيا پرسيد كه « بار خدايا اوليا و دوستان تو كيان‌اند ؟ » گفت : « آنها كه چنان كه كودك خرد به مادر شيفته باشد ، ايشان به من شيفته باشند ، و چنان كه مرغ پناه با آشيان دهد ، ايشان پناه با ذكر من دهند ، و چنان كه پلنگ خشمگين شود كه از چيزى باك ندارد ، ايشان خشمگين شوند كه كسى معصيت كند . » اين و امثال اين علامات بسيار است كه هر كه دوستى وى تمام بود اين همه در وى موجود بود ، و آنكه بعضى از اين در وى باشد دوستى وى به قدر آن بود .

پيدا كردن معنى شوق به خداى - تعالى

بدان كه هر كه محبّت انكار كرد شوق نيز انكار كرد . و در دعاى رسول ( ص ) است : اسألك الشّوق إلى لقائك و لذّة النّظر إلى وجهك الكريم [ 2 ] . و
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 48 - 29 ) ، سخت‌اند بر كافران ، مهربان‌اند بر يكديگر . [ 2 ] خدايا آرزوى ديدار و لذّت تماشاى جمال تو دارم .